فصل - سخنان امير مؤمنان عليه السّلام در باره حلم و بردبارى و خوش خلقى و ادب
130 - فرمود - بردبارى خوى برتريست ، نخست بهره بردبار از حلم خود اينكه مردم ياورش گردند در برابر نادان هر كه در برابر دشمنش بردبار باشد بر او پيروز گردد ، خشم تند زبان را نگون سازد و مايه دليل و منطق را بر كند و فهم را پراكنده و مشوش سازد ، هيچ عزت ( نژاد خ ب ) سودمندتر از بردبارى نباشد و هيچ شرف خاندانى سودمندتر از ادب ، و هيچ رنجى دردآورتر از خشم نيست خوش خلقى آدمى را بپايه و مقام روزهداران و شب زندهداران رساند ، خوش خلقى بهتر يار است بسا عزيزى كه خلقش او را خوار كرده و بسا خوارى كه از خلق خوشش عزيز و آبرومند شده هر كه نرم سخن گويد بايد دوستش داشت ، فروتنى جامه سلامت به تو پوشد ، زيور شريف و خانداندار فروتنى است ، ادب نيكو جايگير شرافت خاندانى است « 1 »
هامش
( 1 ) حلم و بردبارى خوددارى در برابر جاهل و نادانست و سفاهت و بدگوئى او را بسفاهت و بدگوئى پاسخ ندادن و كار ناشايست او را تحمل كردن و يكى از اصول موفقيت در زندگانى است و در سياست كشوردارى و گفتهاند سياستمداران عرب كه بر حكومت اسلامى تسلط يافتند چهار تن بودند مغيرة بن شعبه از نظر خوش فكرى و تدبير و راى و نقشهكشى براى كارها و معاوية از نظر حلم و بردبارى و خوددارى در برخوردها و سخنهاى ناهنجار و بدگوئى ديگران و عمر و عاص از نظر نيرنگ و غدر و دغلى و زياد بن ابيه از نظر بىباكى و خونريزى .
ادب دانش اشعار و امثال و سخنهاى دلچسب و رعايت نزاكت و احترام است در برخورد با ديگران و باعث محبوبيت نزد مردم است و توفيق يافتن در پيشبردن مقاصد و خوى خوش وسيله جلب دوستان و يارانست .