طمع است و توانگرتر آنكه از حرص دربند نيست ، گراميتر مردم پرهيزكار آنانست و با منزلتتر آنكه خودنمائى را وانهد گر چه حق با او باشد ، و كممروتتر كس دروغگو است ، و مغبوضتر مردم متكبر و كوشاتر مردم در ديندارى آنكه گناه نكند و خوشبختتر مردم آنكه با كريمان آميزش كند و خردمندتر كس آنكه توجهش بمردم سختتر است سزاوارتر بتهمت آنكه با متهمان نشيند و درماندهتر مردم ( ستمكارتر خ ب ) آنكه با جز قاتلش بجنگد يا جز زننده خود را بزند ، سزاوارتر مردم به گذشت تواناتر بر عقوبت است ، وابستهتر مردم بگناه غيبت كن و خوارتر مردم آنكه بمردم اهانت كند و آيندهبينتر مردم آنكه بيشتر خشمش را فرو خورد و خوبتر مردم آنكه بيشتر براى مردم خوب است و بهتر مردم آنكه سودمندتر است براى مردم .
روايت است كه اين اشعار از امير مؤمنان ( ع ) است :
زرهتان برگرفتم آماده از بهر دفاع از من * ز تير دشمنان ليكن كه خود پيكانشان بوديد
اگر حرمت نداريد از براى دوستى با من * نباشيدم كنون بر سود و نه اندر زيان من
بيكسو عذرخواهان در ميانه بيطرف مانيد * رها سازيد من و تير دشمنان من
شريف رضى برايم خواند :
آرزوئى بود ما را سوى بعضى از شما * بر نيامد ، با ديگر مردم شما يكسان شديد
فضل نامد از شما بر ما به چيزى جز يكى * كه اميدى بود و شد نوميد و بىسامان شدند
از ابراهيم بن عباس كه بمحمد بن عبد الملك نوشته :
سنجد برادرم ميان من و روزگار من * كو دشمن است با من و يا هست يار من
در دوستى برادر من استوار نيست * گر روزگارم بد شد رود از دست يار من
جهيدم با زمانه به دو و او با زمان به من بجهد * گر روزگار شودم باشد برادر و يار من
و نيز از او است در اين باره :
توام هستى برادر تا زمانه بد برادر چون * جفا بر من كند باشى تو در جنگ و بريزى خون
نزد تو بد گفتم از جور زمان در كار من * ليك كنون ميكنم از تو مذمت با زمان
مينمودم من تو را آماده بهر نائبات * ليك اكنون از جفاهاى تو ميخواهم امان