تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
رازق ، معطى ، راحم ، مالك و متكلم و مانند آنها : و صفاتى هم دارد بطور مجاز كه خود را بدان ستوده چون مريد و مكره و راضى و غضبناك كه اراده او همان كار او است و اراده از ديگرى همان فرمان او است بدان كار و نام آن اراده بمعنى حقيقى نيست و تعبير باراده از او مجاز است غضبش كيفر او است و رضايش ثواب او و خدا را نياز به مكان نيست و ادراك او بحواس نيست و از هر كار زشتى منزه است و به بنده‌ها ستم نكند گر چه بر آن توانا است چون ميداند زشت است و نيازى بدان ندارد . گفتارش راست و وعده‌اش درست و به بندگانش تكليف نكند آنچه را نتواند و آنها را از مصلحتى كه براشان سود دارد محروم نسازد و بدان چه نخواهد فرمان ندهد و آنچه را خواهد قدغن نكند ، مردم را براى مصلحت آنان آفريده و تكليف آنان براى رسيدن بسود خودشانست ، و در تكليف هر عذرى را از آنها زدوده و بهترين وضع را براشان فراهم كرده و آنان را پيش از تكليف توانا بانجامش نموده و عقل و تميز به آنها داده توانائى آنست كه مىتواند كارى كند يا ضد آن را نمايد بجاى آن ، و راه حقى كه بايد دانست با دو چيز فهم شود كه خرد و بيان شرع باشند ، و آنچه خرد تكليف كند از حكم شرع جدا نباشد و حكم شرع آن را تأييد كند و همه مردم در هر زمانى از پيغمبران و حجتهاى ميان خدا و خود شنيدند آنچه را از راه خرد دليل معرفت باشد و آنان را در آنچه بعقل ندانند رهنمائى كردند و بدانها فهمانيدند . و همه حجج الهى دانا بودند بهر آنچه بندگان در خداپرستى بدان نياز دارند و همه معصوم از خطاء و لغزش بودند با اختيار و قدرت بر گناه و خدا همه را بر خلق خود برترى داده و جانشين خود ساخته ميان مردم و همه به حق او برپا خاستند و بدست آنان معجزه‌ها پديد كرده تا گواه راستگوئى آنها باشند و با اين همه سراسر آنان بندگان آفريده و پرورده خدا بودند و آدميانى مكلف بعبادت خدا بودند ميخوردند . و مينوشيدند و توليد نژاد مىكردند و بفرمان خدا زنده بودند و بفرمان او ميمردند و در معرض دردها بودند كه رخ ميدادند برخى كشته شدند و برخى مردند ، و نه آفريننده