نتواند بود جز براى دانش نو او ولى مىشود كه آقاى بنده خود كاملا حال بنده خود را بداند و امر خود را نقض كند نه براى دانش تازه زيرا فرمانبرى و زرنگى او را از پيش دانسته و اين فرمان و برگشت از ان براى اين باشد كه ديگران هم بدانند كه او چنين است و شايسته برگزيدن و احسان و اعتماد است در همه كارى .
گفت : اگر فرق ميان آنها را كه گفتى بپذيرم چرا دليل نباشد كه مثال تو در بداء داخل نباشد ؟
گفتم من منكر آنم از اين رو كه بداء نزد همه ماها نهى فرمانده است از آنچه بدان فرمان داد پيش از انجام آن در وقت مقررش و به اين تعريف مثال ما هم بداء است و عقلا هم در مثال ، گويند براى آقا بداء حاصل شد در آنچه به بندهاش فرمان داد .
گفت اگر هر دو قسم بداء باشند كدام را بر خدا روا دانى ؟
آنكه بداستان حضرت ابراهيم خليل در مأموريت سر بريدن پسرش اسماعيل نزديكتر و مانندتر است كه چون شتاب كرد براى انجام آن و تصميم گرفت و هر دو پذيرفتند و شكيبا شدند و پيشانى فرزند را به خاك نهاد تا سرش را ببرد خدايش از آن نهى كرد با اينكه آماده كار شده بود و بر او آفرين گفت و ثواب هر دو را دو برابر كرد و اين مانند همانست كه گفتم آقا به بنده خود فرمانى دهد و پيش از انجام آن او را نهى كند .
گفت : از كجا مسلم است كه ابراهيم فرمان سر بريدن داشته از جانب خدا سبحانه ؟
گفت : از آنجا كه 1 - هر كه عقيده دارد خوابهاى پيغمبران راستند و در حقيقت وحى خدا هستند .
2 - هر كس قرآن را باور دارد و اخبار آن را راست شمارد و در آنست كه اسماعيل به پدرش عليهما السلام گفت - 12 - الصافات - اى پدر انجام ده آنچه را فرماندارى البته بيابى مرا از شكيبايان .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢٧٤