برند و اگر نيكش فزونى دارد خدا پاداش آن را بوى دهد و اگر بدش فزونى دارد و پرهيزكار بوده و شرك به خدا نياورده و از شرك پرهيز كرده آمرزش را شايسته باشد و اگر خدا خواهد او را بيامرزد برحمت خود و تفضل كند بوى بعفو خود .
87 - بسندش از سعد بن خلف از ابى الحسن عليه السلام : فرمود بر تو باد كه بكوشى در عبادت و خود را بىتقصير مشمار در پرسش و فرمانبرى خدا زيرا خدا چنانچه بايد پرستش نشود .
شبهه براهمه در باره نبوت بطور كلى
برهمنان هند و بطور كلى منكر رسالت بشر از جانب خدا شدند و آن را نشدنى پنداشتند و تنها عقل را براى سعادتمندى بشر كافى دانستند ، گفتند رسولى كه آيد يا موافق عقل بشر سخن گويد يا مخالف آن اگر موافق آن گويد كسى كه عقل درستى دارد از او بىنياز است زيرا آنچه او آورد خودش دارد و اگر مخالف حكم عقل آورد بايد آنچه آورده نپذيرفت زيرا خدا خرد ببشر داده تا بپسندند آنچه را او پسندد و هر چه قبول كند قبول كنند و هر چه را عقل منكر شود انكار نمايند « 1 » پاسخ آنان اينست كه البته پيغمبر چيزى مخالف عقل و خرد نياورد ولى هر امرى از نظر عقل بر سه گونه است آنچه بايد و آنچه نبايد و آنچه روا بود كه باشد
هامش
( 1 ) اين دليل بسيار سست و بىمايه است زيرا عقل بشرى مراتب چندى دارد و ادراكات عقلى هم گونه گونهاند يك مرتبه از عقل آدمى عقل مستفاد است كه از تجربه و بررسى و عرف و عادت پديد آيد و اين مقدمات پس از گذشت سالها از عمر آدمى است و دوران پيش از آن عقل مميزى وجود ندارد تا بدان راه سعادت را بشناسد چنانچه شيخ بزرگوارى سعدى گفته :مرد خردمند هنر پيشه را * عمر دو بايست از اين روزگار
تا بيكى تجربه آموختن * با دگرى تجربه بردن به كارو گونه عقل بديهى در كارها بسيار اندك است و كافى بنشان دادن راه سعادت آدمى نيست ( مترجم )