برايش بسازد كه بدانها اولياء خود را عزت بخشد و دشمنانش را خوار كند و بدانها توده مردم را بزند و زير فرمان آورد و هر چه در روى زمين ارزشمند است در دسترس همه قرار دهد ، آن پيغمبر بتها را بشكند و آتشكدههاى گبران را خاموش كند و خداوند رحمان را بپرستد و شيطان را زبون سازد گفتارش قاطع است و برگشت ندارد و حكمش عادلانه است و خلاف ندارد به كار خير وادارد و خودش آن را انجام دهد و از هر كار زشت و ناروا جلوگيرى كند و آن را از ميان ببرد .
عبد المطلب گفت : اى پادشاه بختت بلند و مقامت و الا باد ، پادشاهيت پاينده و عمرت دراز آيا مىشود از اين روشنتر با من سخن گوئى و يكباره پرده از اين راز نهان برگيرى كه تا اندازه برايم روشن شده ؟ زاده ذى يزن گفت : بدان خانه كه پرده گرد خود دارد و نشانه برايش برپا است براستى تو اى عبد المطلب جد او باشى بىدروغ و عبد المطلب به سجده افتاد و بشكرانه اين نعمت پيشانى بر خاك نهاد ، او را گفت سر بردار دلت خنك باد و كارت فراز آيا از آنچه برايت گفتم در خود خبرى دارى ؟ گفت شاها مرا پسرى بود كه به دو خوشدل بودم و بر او مهربان و زنى با كرامت از زنان پارساى تيره خود برايش بزنى گرفتم بنام آمنه دختر وهب بن عبد مناف و پسرى آورد كه او را محمد ناميدم پدر و مادرش درگذشتند و منش سرپرست شدم ، ميانه دو شانهاش خالى است و در او است همه نشانيهائى كه فرمودى .
زاده ذى يزن گفت : هر آنچه گفتمت همانست كه گفتم و كم و بيش ندارد پسرت را خوب نگهدارى كن و از جهودان برايش در حذر باش زيرا آنان دشمنان خدايند و البته كه خدا دست آنان را بر او نگشايد و به حضرت او راهشان ندهد ، آنچه برايت گفتم در سينه سپار و دفترش را در بند مبادا اين گروهى كه همراه تو آمدند از آن آگاه شوند ، زيرا من آسوده خاطر نيستم از اينكه آنها را رشك و رقابت درگيرد از اينكه سرورى و رهبرى تو را باشد و برايت دنبال دسيسه روند و در راهت دام گسترند و اگر بدانها آگاهى دهم همان كار را خواهند كرد ، و اگر نبود كه ميدانم مرگ
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢٣٠