2 - در « محاسن » ( 527 ) بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه كما از گياهان بهشت است و آبش درمان چشم است ، ( بسند ديگر همين مضمون را آورده ) .
3 - در « همان » ( . . ) بسندش تا امامه دختر ابى العاص بن ربيع كه مادرش زينب دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بود ، گفت : امير المؤمنين عليه السّلام در ماه رمضان نزدم آمد و شام خرما و كما نزدش آوردند و كما را دوست ميداشت .
يك تكمله است : كما شناخته است و پزشكان گفتند : بنى است گردو بىبرگ و ساق و سرخ رنگ و در بهار پر برف و باران رويد و خام و پختهاش را خورند و چند نام و چند رسته دارد يكى فطر با دو ضمه كه قاموس گفته : نوعى كما است و كشنده است و ابن بيطار بنقل از ديسقوريدس گفته : يك رسته از فطر خوراكى است و رسته ديگر كشنده است و خوردنى نيست يا براى آنكه نزديك ميخهاى زهرناك رويد يا در سوراخهاى عفونت بار يا در كنار حشرات زهردار يا در كنار درختى كه بطبع خود زهردار است ، و بسا در اين رسته ترى چسبناكى يافت شود و چون آن را برند و بر جايى نهند به زودى تباه و عفونت بار شود ولى رسته خوردنى را در آبگوشت ريزند و خوشمزه است و بسيارش زيان آرد و از آن خفگى و هيضه تراود .
جالينوس گفته : نيروى فطر به سختى سرد و تر است و از اين رو بداروهاى كشنده نزديك است و رستههائى از آن كشنده است بويژه كه مايهاش عفونت باشد .
و رسته دوّم فقع است و فيروزآبادى گفته : با كسره هم آيد و آن كماى سفيد و نرم است ، ابن بيطار گفته : درون زمين نزديك آب پديد شود سفيد و گرد و درشتتر از كماى زمين و يك ساقش بسه يا چهار تيكه جدا باشد ولى بهم چسبيده باشند و آن سالمتر از فطر است و مانند آن كشنده ندارد و سرد است و تر و سخت و رسته سوم را بپارسي كشنج و كل كنده گويند در ميان ريگ رويد و در خراسان و ما وراء النهر بيشتر است ، و گفتند : كه مستكننده است ، ميان تهى و تر است و به اندازه يك گردوى درشت است ، و گفتند : نيز كه سرد است و غليظ و دور هضم .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 58
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٨