تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
در پيش گذشته و سود چندانى ندارد ) . 32 - در مكارم : هر كه خوراك را پاكيزه خورد و خوب بجود و تا اشتهاء دارد دست بكشد و بول خود را حبس نكند بيمار نشود جز براى مردن ( 169 ) . و روايتى از مفضل بن يونس كه روزى در منزلم بودم و خدمتكار آمد و گفت : بر در خانه مرديست كه او را ابى الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام خوانند گفتم : اى غلام اگر آنست كه من پندارم تو در راه خدا آزادى گويد : شتافتم و بناگاه آن حضرت بود گفتم : فرود اى آقايم ، فرود آمد و به مجلس در آمد و خواستمش در صدر اتاق جا دهم ، فرمود : اى فضل صدر اتاق بميزبان شايسته‌تر است جز كه در واردين مردى از بنى هاشم باشد ، گفتم : در اين صورت آن هاشمى توئى قربانت و آنگه گفتم : قربانت خوراك ياران آماده است اگر فرمائى ؟ فرمود اى فضل مردم گويند اين خوراك ناخوانده است و آن را بد دارند ولى من بدان باكى ندانم ، من بغلام گفتم : طشت دستشوئى آورد و نزد آن حضرت نهاد و فرمود سپاس خدا راست كه براى هر چيز حدّى ساخته ، گفتم : قربانت حد اين چيست ؟ فرمود : چونش نهند بسم اللَّه گوئى و چونش بردارند الحمد للَّه ، و آنگه خلال آوردند و گفتم : حدّ اين چيست ؟ فرمود : سرش را بشكنى تا لثه را خون نياورد و آنگه آبخورى آوردند و گفتم : حدّ اين چيست ؟ فرمود : اينست كه از جاى حلقه‌اش ننوشى و از شكسته‌اش ننوشى كه جاى شيطانست و چون خواهى نوشيد بسم اللَّه گوئى و چون پايان دادى الحمد للَّه و بايد پس از خوراك ميزبان آخر كس باشد كه دست شويد ، و آنگه فرمود : خليفه برايت ده هزار درهم حواله كرده كه به بنى فلان بدهى و من خواستارم كه آن را برايشان بفرستى ، گفتم : قربانت اگر اين پول را بدهم يك درهمش به من بر نگردد هرگز ، فرمود : براشان بفرست يا به آنها نميرسد و برايت ميماند يا به تو بر ميگردد . ان شاء اللَّه گفت : نه به خدا ،