تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
( بسند ديگر هم اين تفسير را از ابن عباس آورده ) . 19 - در خصال : كه در حديث اربعمائه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : هر كدامتان براى خوردن نشيند چون بنده نشيند و يك پا را بر پاى ديگر ننهد و چهار زانو شود كه خدا اين نشستن را دوست ندارد ، فرمود : براى خوردن بر زمين نشيند . در محاسن : ( 442 ) مانندش آمده . 20 - و از محاسن ( 279 ) بسندش تا ابى جعفر عليه السّلام كه در مكه مردى نزدش آمد و گفت : اى محمّد بن على توئى كه پندارى چيزى نباشد جز كه حدّى دارد فرمود : آرى چيزى آفريده نباشد كه حد ندارد خورد باشد يا بزرگ كه خدا براش حدّى نهاد و چون از آن بگذرد تجاوز از حد خدا كرده ، گفت : حد اين سفره تو چيست ؟ فرمود : چونش نهند نام خدا بر آن برآرى و چونش بردارند سپاس خدا گوئى و ريزه‌هايش از زيرش جمع كنى ، گفت : حد كوزه تو چيست ؟ فرمود : از گوشه‌اش ننوشى و از جاى شكسته‌اش ننوشى كه مقعد شيطانست و چونش بدهن گيرى نام خدا گوئى و چونش بردارى حمد خدا گوئى و با سه نفس آب نوشى كه يك نفس مكروه است . 21 - و از همان ( 398 ) بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه چون در خوراك چهار چيز فراهم باشد كامل است : حلال باشد ، دست بسيار در آن باشد و در آغازش بسم اللَّه باشد و در آخرش الحمد للَّه ، بسند ديگرش هم آورده . 22 - و از همان ( 448 ) بسندش از ابى خديجه كه عمرو بن عبيد و و اصل و بشير رحّال از امام ششم عليه السّلام پرسيدند از حدّ خوراك ، فرمود : آدمى از جلو خود بخورد و از جلو ديگرى برنگيرد ( و در حديث ديگر از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه هر كس از جلو خود بخورد ) . 23 - و از همان ( . . ) بسندش كه چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله همخوراك مردمى بود نخست كس بود كه دست دراز ميكرد و آخر كس كه دست برميداشت تا مردم