يكم را آورده ) .
15 - و از همان ( 227 ) بسندش تا على عليه السّلام كه به پسرش حسن عليه السّلام فرمود چهار خصلتت نياموزم كه از طب بىنياز شوى ؟ گفت : چرا يا امير المؤمنين فرمود :
منشين براى خوردن تا گرسنه باشى و برخيز از خوردن تا هنوز اشتهاء دارى ، خوب بجو و چون ارادهء خواب كردى به خلاء برو و با به كار زدن اين روش از طب بىنيازى .
16 - در عيون ( 2 / 24 ) بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه چون تريد بخوريد از كنارش بخوريد كه بركت در قلّه آنست .
12 - در مجالس ابن الشيخ ( 1 / 218 ) بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه چون ميخوريد كفش خود را بكنيد چون براى پاهاتان آسايش بيشترى دارد ، در فردوس آن را آورده و افزوده كه : آن سنت است .
17 - در مجالس ابن الشيخ ( 2 / 103 ) بسندش تا امام چهارم عليه السّلام در تفسير قول خدا تعالى « البته گرامى داشتيم آدميزاده را ، 70 - الاسراء » يعنى برترى داديم آدميزاده را بر ديگر آفريدهها و بار كرديم آنها را در خشكى و دريا ميفرمايد بر خشك و تر و روزيشان داديم از پاكيزهها ، ميفرمايد از همه ميوههاى خوب و برترى داديم آنها را ، ميفرمايد هيچ جانور و پرنده نيست جز كه با دهان خورد و نوشد و با دستش خوردنى و نوشيدنى به دهان نرساند جز آدميزاده كه با دستش خورد و نوشد و اين برترى او است .
بيان : گويا مقصودش از خشك و تر جاندار است و كشتى و تفسير آيه گذشت .
120 - در مجالس ابن الشيخ بسندش ( 2 / 102 ) از ابو معاويه ضرير كه نزد هرون الرشيد رفتم و بر سفره بود و از تفسير آيه
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
الخ پرسيد ( من تفسير عبد اللّه بن عباس را بسندى برايش گفتم ) كه مقصود اينست كه هر جانورى با دهانش خورد جز آدميزاده كه بانگشتانش خورد ، ابو معاويه گفته : به من خبر رسيد قاشقى كه از نقره بدست داشت دور انداخت و با انگشتش خوراك را خورد