تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
29 - در محاسن ( 436 ) بسندش از ابى بصير كه : با امام پنجم عليه السّلام چاشت خوردم و چون سفره نهادند گفت : بسم اللَّه و چون دست كشيد گفت : سپاس خدا را كه ما را خورانيد و نوشانيد و روزى داد و تندرستى بخشيد و بر ما منت نهاد بمحمد صلى اللَّه عليه و آله و ما را مسلمان ساخت . 30 - و از همان : كه اين دعا را از امام ششم عليه السّلام آورده سپاس خدا را كه گرسنه بوديم و سيرمان كرد و تشنه بوديم و نوشاندمان و برهنه بوديم پوشاندمان و ما را جا داد در آسايش و بار كرد در كوچ و از ترس آسوده داشت و در رنج برى كمك و يارى داد ، و در روايتى است كه ما را در نيم روز آفتابى سايه انداخت . 31 - در كافى ( 295 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه چون پدرم مىخورد ميگفت و مانندش را با اندك اختلافى در برخى كلمات دعا آورده . . . 32 - در محاسن ( 437 ) بسندش از ابن بكير كه نزد امام ششم عليه السّلام بوديم و بما خوراك داد و دست كشيديم و گفتيم : الحمد للَّه : او فرمود : اين از تواست بار خدايا و بمحمد فرستاده‌ات ، بار خدايا سپاس از تو است بار خدايا سپاس از توات بار خدايا سپاس از توات بار خدايا رحمت فرست بر محمّد و خاندانش ، در كافى ( . . ) بسندش آن را آورده ( با اندك ) اختلافى در عبارت دعا ) . 33 - در محاسن ( . . ) بسندش از امام پنجم عليه السّلام كه پيوسته چون سلمان دست از خوراك ميكشيد ميگفت : بار خدايا فزون كردى و خوش ، بيفزا . و سير كردى و سيراب ، گواراش كن . 34 - و از همان : ( . . ) بسندش از عبيد بن زراره كه با امام ششم خوراكى خوردم و نشمردم كه چند بار گفت : سپاس خدا را كه خواهش آن را داشتم . 35 - و از همان : ( . . ) بسندش از يونس بن ظبيان كه با امام ششم عليه السّلام بودم و هنگام شام شد و خواستم برخيزم فرمود : بنشين ، نشستم و سفره گستردند و چون سفره گستردند گفت بسم اللَّه و چون دست كشيد گفت : الحمد للَّه بار خدايا اين از تو است و از محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم .