[ باب نهم ] باب ديگر در استحباب همخورى با خاندان و خدمتگاران و خوراندن به كسى كه بخوراك بنگرد و لقمه گرفتن براى مؤمنان
1 - در عيون ( 2 ر 159 ) بسندش از ياسر خادم كه چون امام رضا عليه السّلام تنها بود همه خدمتكاران را از خرد و كلان گرد ميكرد و با آنها گفتگو ميكرد و انس ميگرفت و چون بر سر سفره مىنشست همه را تا برسد به كار پرداز و حجامت كن بر سر سفره خود مىنشاند ، ياسر گويد : در اين ميان كه روزى ما نزدش بوديم آواز افتادن نعلى كه بر در خانه او بود به خانه مأمون شنيد و بما فرمود : برخيزيد و پراكنده شويد و ما برخاستيم و مأمون آمد - الخبر .
بيان : گويا تفرقه آنها براى تقيه بوده چون در آداب با او دمساز نبوده يا يا منظور او خلوت گزيدن با وى بوده يا استحباب هم خورى خاص به صورت تنهائى است چنانچه ظاهر خبر آينده است .
2 - در عيون ( 2 / 184 ) بسندش تا ابراهيم بن عباس در ضمن حديثى كه چون امام رضا عليه السّلام تنها بود بندگان و بستگانش تا برسد بدربان و كارپرداز بر سر سفره خود مينشانيد .
3 - و از همان ( 2 ر 241 ) بسندش از ياسر خادم كه چون امام رضا بطوس در آمد و سخت بيمار بود چند روز زنده بود و روزى كه وفات كرد پس از اينكه نماز ظهر را خواند به من گفت : مردم چه خوردند ؟ گفتم كى در اينجا چيزى تواند خورد با اين بيمارى سخت شما ، برخاست نشست و فرمود : سفره بياوريد و همه خدمتكاران را بر سر سفره خود نشاند و از هر كدام دلجوئى كرد و پرسش نمود ، و چون همه خوردند خوراك براى زنها فرستاد و خوراكها براى زنها بردند - الحديث - 4 - در كافى ( 6 ر 296 ) بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه كسى نباشد كه گرد آورد نانخورانش را و سفره پهن كند و در آغاز خوردن نام خدا برند و در پايانش سپاس او گويند و سفره را بردارند جز خدا همه را بيامرزد .
5 - در ثواب الاعمال ( 181 ) بسندش از رباب همسر داود رقّى كه كاچى ساختم