ردّش مكن .
7 - در دعوات راوندى : كه پيغمبر در خوردن لقمه از برابر خود ميگرفت و در نوشيدن از دست راستش مينوشيد .
8 - در دعائم : از على عليه السّلام كه بركت دار خوراكى آنست كه دست بسيار در آنست و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده : خوراك يكى دو تا را بس و از دو تا چهار تا را بس يعنى مىتوانند بدان اكتفاء كنند و در روايات عامه است كه با هم بخوريد جدا نباشيد كه خوراك يكى دو تا را بس است ، و دلالت دارد كه اجتماع مايه بركت است و تا هر چه فزايد بركت برآيد و منظور تشويق بر اجتماع است و بر اينكه نسزد كسى براى اينكه خوراكش كم است از تقديم به ديگران بماند زيرا بسا همان كم بس باشد .
9 - در فردوس : از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله كه با هم بخوريد و جدا نباشيد زيرا بركت با جماعت است .
10 - در مكارم : كه مردى از رسول خدا پرسيد ما ميخوريم و سير نميشويم فرمود : شايد جدا جدا ميخوريد ، با هم بخوريد و نام خدا ببريد تا بركت كند براتان ( 2 / 116 ) .
از كتاب مواليد الصادقين كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از هر رسته خوراكى مىخورد و هر چه را خدا براش حلال كرده بود بهمراه خاندان و خدمتكارانش مىخورد و بهمراه مهمانانى كه از مسلمانان او دعوت كرده بود بر روى زمين و در خوردن و خوراك هم آهنگ ديگران بود جز اينكه مهمانى به او ميرسيد و با مهمانش غذا مىخورد ، و دوستر خوراكش آن بود كه با تنگى باشد .
بيان : در نهايه گفته : در حديث است كه : پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله از نان و گوشت سير نخورد جز كه بر تنگدستى بود و گفتند : ضفف گروه شدن مردم است يعنى تنها خور نبود و دوستر خوراكش با مردم بود ، و بقولى ضفف اينست كه خوردنى بيش از اندازه خوراك باشد و خفف اينكه به اندازه خوراك باشد .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٧