باب چهارم سركه
1 - در محاسن ( 485 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه سركه خرد را محكم كند ، و از همان بسند ديگر مانندش آمده .
2 - و از همان ( . . ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه البته ما به سركه آغاز كنيم در بر خود چونان كه شما بنمك در بر خودتان و راستى كه سركه البته خرد را محكم كند .
3 - و از همان ( 486 ) بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه چه خوب نانخورشى است سركه ندار نشود خانهاى كه در آن سركه است .
4 - و از همان : كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نزد ام سلمه رفت و چند تيكه نانش آورد فرمود : نزد شما نانخورشى نيست ؟ گفت : يا رسول اللَّه جز سركه نيست فرمود :
خوب نانخورشى است سركه ، ندار نيست خانهاى كه در آن سركه است .
در مكارم بىسند مانندش آمده ( 217 ) .
5 - در محاسن ( . . ) بسندش از جابر بن عبد اللّه كه نانخورش كنيد سركه را خوب نانخورشى است سركه .
6 - و از همان : از جابر كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نزدم آمد و نان و سركه نزديكش آوردم ، فرمود : بخور و فرمود : خوب نانخورشى است سركه .
بيان : إدام هر آنچه با نان خورند و از اين معنا است حديث « سرور نانخورش در دنيا و ديگر سرا گوشت است و برخى فقهاء گوشت را نانخورش ندانسته و ميگويد اگر قسم خورد كه نانخورش نخورد و گوشت خورد قسم شكسته نشده .
( سه حديث ديگر از محاسن نزديك بمضمون حديثهاى گذشته آورده ) .
10 - و از همان ( 487 ) بسندش تا امام ششم عليه السّلام كه : سركه دل را روشن كند .