ترك شكر نعمت نكنيد ، و مؤيد معنى نخست است كه فرمود : « و اينكه نگوئيد بر خدا » و از امام پنجم و ششم عليهما السّلام روايت است كه گامهاى شيطان سوگند بطلاق و نذر در معاصى است و هر سوگندى بجز بر خدا .
گويم : بسا مقصود حلف و نذر بر حرام كردن حلال باشد بقرينه صدر آيه ، و گفتند : اين نهى دليل است كه مقصود اباحه خوردنست بحلالى نه اينكه هر چه در زمين است حلال است يا خوردن هر چيز حلال است و آن شامل مخالفت امر بتجاوز بر خوردن غير حلال مىشود و هم اجتناب از خوردن حلال و انجام كارهاى حرام ديگر - پايان - و ضعف آن از آنچه گفتيم روشن است .
«
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ
» مضمون صدر آيه قريب تفسير گذشته است جز آنكه نظر بخطاب مخصوص بمؤمنانست و گفتند : امر براى تشويق و اباحه است نسبت بهر چه مؤمنان لذت بخش بدانند و بتوانند و آن را خوش شمارند نه پليد و نفرت بار كه عقل خوردنش را زشت داند مانند خون و بول و منى و حشرات و جز آن و فهم شود كه آن مأكول پاك هم هست زيرا نجس پليد است و نزد مؤمن طيب نيست و دلالتش بر اباحه هر چه را عقل طيب داند و بىزيان و پليدى باشد و رزق آدميزاده شمرده شود و سود خوردن داشته باشد صريحتر است از آنچه گذشت و استفاده اصالة الحليه در اشياء از آن اولى است .
گويم : بروش آنچه پيش گفتيم حاصلش اينست كه بخوريد از هر چه دليل شرعى بر حرمت ندارد نسبت بدان چه روزى شما است و در تصرف شما است ، يا از آنچه كه در آن جهت قبح واقعى نيست كه به همان معنى برميگردد زيرا قبح از بيان شارع دانسته مىشود ، يا از هر چه زيانى بجان و تن ندارد يا براى طبع مستقيم لذت بخش است و نفرت آور نيست چون غالباً رغبت بجز بر آن ندارد ، يا براى اينكه آيه در مقام امتنانست و امتنان بنفرت آور محقق نشود ، يا براى اينكه خبائث غير محرم مكروهند و امر براى اباحه است ، يا اينكه تصرف در طيبات و خوردن آنها