51 - و از همان : بسندش از ابى سليمان حمّار كه نزد امام ششم عليه السّلام بوديم و چند سينى رطب براى ما آوردند كه چند نوع خرما در آنها بودند ، و يكى را پس از ديگرى برميداشت و ميفرمود : اين را چه ميناميد و اين را چه ميناميد تا دست بر يكى از آنها نهاد و گفتيم آن را مشان ناميم ، فرمود : ولى ما آن را امّ جرذان ناميم كه چيزى از آن را براى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آوردند و برايش دعا كرد و در نخلهاى ما زيباتر از آن نيست .
توضيح : ( از كافى 6 ر 348 ) مضمون اين روايت را بسندش آورده و در آغازش اين جمله است « كه براى ما مضيره و خوراك آوردند وانگه زنبيلهاى خرما » در قاموس گفته ، مضيره آبگوشتى است كه با شير ترش كرده پزند و بسا با شير تازه آميزند ، 52 - در محاسن بسندش تا كسى كه ديده امير المؤمنين عليه السّلام نان را با خرما مىخورد ( 538 ) 53 - در روايت ديگر كه امير المؤمنين عليه السّلام خرما را روى لقمه مينهاد و ميفرمود : اين خرما نانخورش اينست .
54 - از همان بسندش از سدير كه امام پنجم در مدينه نزدم آمد و خرماى نرسيان برايش آوردم با كره و خورد و فرمود : چه خوشمزه است نزد شما چه نام دارد ؟ گفتم : نرسيان ، فرمود : از هستهاش به من بدهيد تا آن را در زمين خودم بكارم .
بيان : نرسيان با كسر نون و سكون راء و كسر سين و پس از آن ياء و در نسخهاى با باء يك نقطه است بىياء و آن تصحيف است و در قاموس گفته : نرسيان با كسره از خرماهاى خوبست .
55 - در محاسن : از هشام بن حكم كه نام خرما را نزد امام ششم عليه السّلام بردند و آن حضرت فرمود : يك نوع خرما شما در عراق داريد كه بهتر از يك نوع خرماى ما است در مدينه ولى روى هم رفته خرماى مدينه بهتر است .
56 - در محاسن : بسندش از عمّار ساباطى كه بهمراه امام ششم عليه السّلام بودم
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 297
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٩٧