جرعه شير نوشيدن .
توضيح : در كافى 6 / 320 آن را بىسند آورده ، قولش « الحسو باللبن » و حسو بلبن را سه بار مكرر كند و در كافى بجاى لبنيه در هر دو جا تلبينه آمده و آن روشنتر است ، در نهايه گفته : در حديث است كه تلبينه روشنى دل بيمار است ، تلبينه و تلبين شربتى و خوراكى است كه از آرد يا نخاله ( بلغور ) سازند و بسا كه در آن عسل ريزند و آن را به اين نام گويند براى اينكه مانند شير سفيد است و نرم ( و از قاموس هم اين تفسير را براى اين لغت نقل كرده ) .
8 - در طب الائمه - 64 - بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه فرمود : نوح بپروردگارش شكايت كرد از سستى تنش خدايش وحى كرد گوشت را با شير بپز و بخور كه من قوة و بركت را در آنها نهادم 9 - در مكارم - 183 - كه امام ششم عليه السّلام فرمود : آبگوشت گوشت گاو پيسى را ببرد ، و از امام پنجم عليه السّلام كه بنى اسرائيل از پيسى بموسى شكوه كردند ، و او به خدا عزّ و جلّ شكوه كرد و خدايش وحى كرد بدانها بفرما گوشت گاو را با برگ چغندر بخورند ( در اينجا با نسخه چاپ تازه تقديم و تأخيريست ولى افتاده ندارد مترجم ) .
10 - در محاسن - 401 - بسندى از على عليه السّلام كه خوراكهاى درهم و گوناگون شكم را گنده و رانها را شل كند .
بيان : بسا كنايه از كسالت و تنبلى باشد .
11 - در محاسن ( . . ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه بما دادند از اين خوراكها يا از اين رنگهاى خوراك آنچه برسول خدا صلى اللَّه عليه و آله داده نشده بود .
12 - و از همان : از يونس بن يعقوب كه ديگى از نارباجه نزد امام ششم عليه السّلام فرستاديم ، و آن حضرت از آن خورد ، و فرمود آنچهاش بجا مانده براى من نگهداريد ، و دو بار يا سه بار برايش آوردند ، وانگه غلام در آن آبى ريخت و نزد آن حضرت آورد و به دو فرمود : واى بر تو آن را بر من تباه كردى .
13 - و از همان ( . . ) بسندش از يوسف بن يعقوب كه دوستتر خوراك
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 266
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٦