و ديصانيه و صابئه و مجوس كه بيك اعتبار خدا را قبول دارند و مقصود از ذكر خدا بر ذبيحه قسم دوم است كه بر وجهى باشد ممتاز از تسميه اينان كه برشمرديم و مانند آنان در گمراهى و آن را سنجيديم و نتيجه اين بود كه مقصود از تسميهء شرط در حليت ذبيحه اينست كه بدان معتقد باشد طبق شرع اسلام و خداشناس هم باشد و به قصد مباح شدن ذبيحه نام خدا برد نه در غير اين صورت بدليل اينكه حرمت محقق است با تسميه منكر وجوب آن و گرچه براى غرض ديگر آن را در حال ذبح بگويد نه اينكه معتقد بوجوب و شرطيت آن باشد چون كافرى كه منكر يكى از اصول دين است از روى اشتباه گرچه نام خدا برد و آن را هم واجب داند چنانچه بيان كرديم و مانند حرمت ذبيحه مشبّهه و گرچه باصول ديگر معتقد است چنانچه گفتيم و چون ثابت شد كه مقصود از تسميه مؤثر در تذكيه ذكر نام خدا است با اعتقاد بوجوب آن به شرط مليت اسلام و خداشناسى درست ، ثابت شود كه ذبيحه اهل كتاب حرام است زيرا فاقد وصفى است كه بيان كرديم و در حقيقت پيوستند بهم گنان خود در كفر از گبر و صابئه و اصناف ديگر مشركان و كافران و با آنان برابرند .
اگر كسى گويد يهود خدا شناسند و او را يگانه دانند و نام او را بر ذبيحه برند و بايد ذبيحه آنها حلال باشد جواب اينست كه چنين نيست يهود خدا عزّ و جل را نشناسند و بيگانگى او معتقد نيستند گرچه آن را به زبان آرند براى آنكه بدان خدا كه محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم را فرستاده اعتراف ندارند و او را منكرند چون محمّد را دروغگو دانند و نبوّتش را باطل شمارند و اقرار زبانى به خدا با انكار آن حضرت در حكم خدا نشناسى است كه خدا فرموده است .
« نيابى مردمى را مؤمن به خدا و روز جزا دوستدار كسانى كه بجنگند با خدا و رسولش » . 22 - « المجادله » .
و فرموده « و اگر بودند مؤمن به خدا و رسولش و آنچه به دو فرو شده نميگرفتند آنها را دوستان خود . 81 - « المائده » و فرموده « نه نه ، بپروردگارت سوگند مؤمن نباشند تا تو را
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 202
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٢