تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
تا از اثر آن درگذشت و خوردنش از آن دليل حلالى ذبيحه يهود است و حنابله دليل آوردند بر حرمت ذبيحه مسلمانى كه بسم اللَّه نگفته عمداً يا سهوا به ظاهر آيه
« وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
» و مالكيه و شافعيه دليل حليت آن را مطلقا قول پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم دانند كه : ذبيحه مسلمان حلال است گرچه نام خدا نبرد ، اين حديث نزد اماميه ثابت نيست و حنفيه آن را حمل بر فراموشى كردند نه عمد و شافعيه بدانها اعتراض كردند كه در اين صورت حال مسلمان بدتر از يهود و نصارى است زيرا ذبيحه او را با ترك عمدى تسميه حرام است و ذبيحه آنها حلال ، و اين اعتراض وارد نيست زيرا مورد تعبديه را مجال بحث و اعتراض نيست . سپس - ره - گفته : جواب استدلال به آيه 5 سوره المائده اينست كه بىشك ظاهرش با ظاهر آيه
« وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ
» منافى است و رفع تنافى منحصر بدان نيست كه شما گفتيد بلكه بهتر تخصيص طعام حلال در آيه نخست است به همان گندم و خرما كه تعبير از آنها بطعام شايع است و در حديث ائمه ما عليهم السّلام بيان شده و در حديث ابى سعيد خدرى هم آمده كه ما زكات فطره را در عهد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم صاعى از طعام يا صاعى جو ميپرداختيم و معلوم است كه مقصود از طعام همان گندم و خرما است كه ما گفتيم و صاع گوشت و زكات فطره كسى نگفته و از ائمه اهل بيت عليهم السّلام روايت است كه مقصود از طعام در اين آيه حبوب و مانند آنها است و روايت ابن حاتم در نزد محدثين بسيار از خود شما ثابت نشده چه رسد نزد علماء ما و قول خدا تعالى «
إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ
الخ » دلالت ندارد كه مقصود از
« مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ
» تنها مردار است بلكه فرا دارد مردار و هر آنچه بىنام خدا كشته شده بدست مسلمان و جز آن و جدال كفار را در بخش يكم كه باطل را به صورت حق درآوردند تحقق دارد و خدايش يادآورى كرده مايه بىارتباطى گفتار نباشد چنانچه نهان نيست ، و تعبير قرآن از خوردن
مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
به فسق دلالت ندارد بر اختصاص مورد بمردار زيرا فسق در اين آيه بمعنى حقيقى خود نيست كه مصدر است ( در اينجا تحقيق ادبى مفصلى آورده كه ترجمه آن براى پارسى زبانان