براى اينست كه شبههء داشتن كتاب را دارند ، و آنگه فقهاء در ذبيحه مسلمانى كه بسم اللَّه نگفتند اختلاف دارند ، و حنابله و داود اصفهانى آن را حرام شمارند خواه ترك آن بعمد باشد يا سهو و صاحب كشاف هم كه حنفى است موافق آنها است آنجا كه گفته سزاست ديندار بينا از هر ذبيحه كه نام خدا بر آن نبرند نخورد بهر وجه باشد چه بينى كه در آيه در باره آن سخت گرفته اينست سخنش ، و شافعيه و مالكيه مطلقا آن را حلال دانند و جمهور اماميه فرق گذاشتند ميان اينكه ترك بسم اللَّه عمدى باشد يا سهوى و در صورت سهو حلال است و حنفيه همچنين گويند اينست اقوال مشهوره سپس گفته : جمهور اماميه دليل آوردند بحرمت ذبيحه اهل كتاب از عموم قول خدا تعالى « و نخوريد از آنچه نام خدا بر آن برده نشود و راستى كه آن فسق است ، 121 - الانعام » و اهل كتاب بر ذبيحه خود نام خدا نبرند و بنصّ قرآن حرامست و اگر هم نصرانى نام خدا برد در ذبح خدائى را ياد كرده كه پدر مسيحش داند و يهودى خدائى را نام برد كه پدر عزيزش خواند و نام خدا را بحقيقت نبرده و تفسير آيه به همان مردار بعيد است و اينكه دنبالش فرموده «
وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى
- تا گفته -
إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ »
دليل آن نشود چنانچه بگوئيم و دور تر از آن تفسير آيه است بدان چه نام جز خدا بر آن برند ، و تفسير قول خدا «
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ
، 44 - المائده » بدين معنا براى اينست كه جز آن تفسير درستى ندارد بخلاف اين آيه مورد بحث ، و اين تفسير هم ثمرى ندارد چون نقل است كه نصارى بر ذبيحه خود نام مسيح را برند نه نام خدا را و اماميه بر حرمت آن به چند حديث از ائمه عليهم السّلام استدلال كردند چون روايت محمّد بن مسلم از امام باقر عليه السّلام كه پرسيدمش از اينكه ذبيحه نصارى خوردنيست ، فرمود : على عليه السّلام از ذبيحه آنها غدقن ميكرد و هم از شكارشان و از زناشوئيشان و چون روايت اسماعيل بن جابر از امام صادق عليه السّلام كه نخوريد از ذبيحه اهل كتاب ، و چون روايت سماعة بن مهران كه پرسيدم از امام هفتم عليه السّلام از ذبيحه يهود و نصرانى فرمود بدان نزديك مشو ، و چون روايت زكريا بن آدم از امام هشتم عليه السّلام كه فرمودش منت نهى كنم