جوجه پرنده به صنعاء رساندند و در آنجا سينهاش از درونش شكافت ، و تنها وزير او از اين معركه گريخت و پرندهاى بالاى سرش ميچرخيد تا بنجاشى رسيد و داستان را به دو بازگفت و چون بپايان رسانيد سنگى هم بر او افتاد و بفرمان خدا مرد و نقش بر زمين شد در برابر پادشاه حبشه .
سهيلى گفته : در « برك البعير » اعتراض است زيرا فيل مانند شتر زانو نميزند و بخوابد ، و بسا مقصود افتادن او باشد بر زمين چون فرمان خدا سبحانه رسيده ، و يا اينكه كار شتر زانو زده را كرد از اين نظر كه از جاى خود نجنبيد و از آن چنين تعبير كرده ، گفته از كسى شنيدم كه رستهاى از فيلها مانند شتر زانو زنند ، اگر درست باشد كه تفسير نميخواهد و گر نه تفسيرش همانست كه گفتيم ، و لاهمّ كه عبد المطلب گفته تا آخر بحذف الف و لام اللهم است كه رسم عرب است ، حلال اثاث خانه است و از آن ساكنان حرم را خواسته و محال بمعنى چارهجوئى و نيرو است حياة الحيوان 2 : 160 .
و گفته : خرس از درندهها است و تنهائى را دوست دارد ، و زمستان به لانهاى رود كه در غارها ساخته و بيرون نيايد تا هوا خوب شود ، و چون گرسنه شود دست و پاى خود را بليسد و گرسنگيش بدان برافتد و در بهار فربهتر بيرون آيد ، و چند منش دارد زيرا هر آنچه درندهها خورند بخورد و هم آنچه بهائم چرند و هم آنچه آدمى خورد ، و در منش او هوش شگفتى است براى تأديب ولى از آموزگارش فرمان نبرد جز به سختى و زدن شديد « حياة الحيوان 1 . 226 » .
و گفته : سوسمار جانور بيابانى شناختهايست و مانند ورل است ، ابن خالويه گفته : سوسمار آب ننوشد و 700 سال و بيشتر زنده ماند ، گفته شده در هر 40 روز يك قطره بشاشد و دندان نياندازد و دندانش يك تيكه است و رخنه ندارند ، عبد اللطيف بغدادى گفته : ورل و سوسمار و حرباء و شحمة الارض و دندان شماره همه در خلقت تناسب دارند ، و سوسمار نر و ماده دارد و مادهاش دو فرج دارد ورل و جرذون ، و سوسمار با ديده كم بين از سوراخش برآيد و آن را با خيره شدن بخورشيد پرديد
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٤