تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
ماروت فريفته او شدند . بيان : تر و خشكى را وانميگذاشت يعنى بهر مردى دست مىيافت او را ميگائيد و اين همانست كه مردم گويند : دلالت دارد كه نزد عوام مردم مشهور است و اصلى ندارد و آنچه آيد حمل بر تقيه شود چنانچه گذشت . 2 - در علل 2 - 171 ط قم : بسندش از محمّد بن حسن بن ذعلان كه پرسيدم ابو الحسن عليه السّلام را از مسوخ ، فرمود : دوازده دسته‌اند و علتها دارند ، فيل مسخ شد كه پادشاهى زناكار و لوطى بود خرس براى آنكه اعرابى جاكشى بود و خرگوش براى آنكه زنى بود به شوهرش خيانت ميكرد و از حيض و جنابت غسل نميكرد ، شب پره براى آنكه خرماهاى مردم را ميدزديد ، سهيل براى آنكه گمركچى بود در يمن ، زهره براى آنكه زنى بود كه هاروت و ماروت به دو فريفته شدند ميمون و خوك قومى از بنى اسرائيل بودند كه در شنبه خطا كردند ، جرّى و سوسمار گروهى از بنى اسرائيل بودند كه چون مائده بعيسى عليه السّلام فرود آمد ايمان نياوردند و گم شدند دسته‌اى در دريا افتادند و دسته‌اى در خشكى ، عقرب مرد سخن چين بود ، زنبور گوشت فروشى بود كه در ترازو دزدى ميكرد . بيان : مسخ اصحاب شنبه بخوك مخالف ظاهر آيه است و آنچه گذشت درست‌تر است و ممكن است جمع ميان دو خبر باينكه تعبير آيه از همه بميمون براى اينست كه بيشتر ميمون شدند و بسا در اصحاب مائده خوكان هم بودند كه در اين خبر ذكر نشدند و اختلافهاى ديگر اين اخبار بسا در برخى حمل بر تقيه شود و در برخى به تعدد و مسخ . 3 - در علل - 2 : 172 - ط قم - بسندش از امام هشتم عليه السّلام كه شب پره زنى بود هوويش را جادو كرد و خدا او را به صورت شب پره نمود ، موش سبطى بودند از يهود كه خدا عزّ و جلّ بر آنان خشم كرد و آنها را موش كرد و پشه مردى بود كه به پيغمبران خدا استهزاء ميكرد و خدا عزّ و جلّش پشه كرد ، شپش از تن است و يكى از