6 - در محاسن ( 552 ) از سليمان بن درستويه واسطى است كه مفضل بن عمر مرا براى حوائجى نزد امام ششم عليه السّلام فرستاد ( و همان مضمون شماره 5 - را روايت كرده با اندك اختلافى ) .
7 - در طبّ : بسندش از عبد اللَّه بن بكير كه نزد امام ششم عليه السّلام بودم و تبداشت و كنيزش نزد آن حضرت آمد و گفت : قربانت چطور هستى ؟ و حالش را پرسيد ، جامه كهنهاى بر تن آن حضرت بود كه آن را روي دو رانش انداخته بود ، كنيز گفت : كاش آن را بر خود ميانداختى تا عرق كنى تو تنت را بر آوردى برابر باد ، فرمود : بار خدايا آنها را بمخالفت پيغمبرت حريص كردى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده : تب تفت دوزخ است ، و بسا فرمود : از جوشش دوزخ است و آن را با آب سرد خاموش كنيد .
بيان : در نسخهاى بجاى « آنها را حريص كردى » : لعنت كن آنها را آمده و بهر تقدير مقصود از آنها مخالفين يا پزشكانند كه كنيز قول آنها را گرفته در نهايه است كه در حديث است شدت گرما از فيح دوزخ است و فيح شعله كشيدن گرما است و جوشش آن و مقصود تشبيه است يعنى چون آتش دوزخ .
8 - در طب : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه : تب از نفس دوزخ است و آن را با آب سرد خاموش كنيد .
9 - و از همان : بسندش از محمّد بن مسلم از امام پنجم عليه السّلام كه چون تب ميكرد دو جامه تر ميكرد و يكى را بر خود ميافكند و چون خشك ميشد ديگرى را ميافكند .
و محمّد بن مسلم گفت : شنيدم امام ششم ميفرمود : ما داروئى براى تب چون آب سرد و دعاء نيافتيم .
بيان : استشفاء بريختن آب خنك بر تن و مرطوب كردن هواء آنجا كه بيمار در آنست و ديوار و بتهها و گلها و جز آنها را كه ذكر شده پزشكان در تبهاى گرم و سوزان نسخه كردهاند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 83
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٣