فصل دوم : تشريح سر و اندام آن و آنچه دارد
1 - كاسه سر كه خدايش براى نگهدارى مغز از آفت آفريده گرد و دراز است چون گرد مساحت بيشترى دارد از اشكال خط راستا با برابرى محيط آنها و براى آنكه چون گوشه ندارد كمتر اثر پذير است ، و درازيش براى اينست كه روئيد نگاه اعصاب مغز است كه درازا هستند تا با هم فشار نياورند و كوفته شوند ، و بسا برآمدگى جلو يا پس يا هر دو را ندارد .
كاسه سر از شش استخوان فراهم است ، دو تا چون سقف و چهارتا چون ديوار و همه بهم پيوستند با درزهائى كه آنها را شئون سر نامند ، و ديوارهها از تارك سخت - ترند چون آسيبرسترند و نياز به روزنه در آن بيشتر است تا بخار سوخته سر از آن برآيد و بر مغز سنگين نشود ، و ديوار پشت سختتر است چون از ديدهبانى حواس نهانست .
در كاسهء سر سوراخهاى بسياريست تا پى بسيار از آن درآيد و رگها و شرايين در آن برايند ، و بخارهاى سوخته كه از استخوان بيرون نشوند از آن در آيند ، و مغز از آنها پاك شود . و پرده سنگين و كلفتى كه بيانش آيد پايدار بماند و مغز سبك گردد ، و بزرگترين سوراخش در فرود آنست در بر مهره پشت كه نخاع را بيرون دهد و به استخوان آرواره بالا كه دو گونه و دو گوش و دندانهاى بالا را دارد پيوست است و از 4 استخوان تركيب شده كه با درزهائى بهم پيوستند ، سپس آرواره زيرين است كه دندانهاى زير را دارد ، بدان نچسبيده زيرا نياز به حركت دارد و پيوستگاه آنها را زرفين نامند و بجز دندانها از دو استخوان فراهم شده كه در ميان چانه درزى دارند ، و زير كاسه سر از سوى پشت در ميان آن آرواره بالا استخوانى فروهست كه تهيگاه پديد آمدهء از تقسيم اين استخوانها را پر كرده