و مهرههاى پشت و دندهها گرد آنند و حجاب دل غلاف گرد آنست ، و دو پردهاى كه سينه را دو بخش كنند گرد آنست و چند حجاب دارد چنانچه پادشاه چند حجاب دارد و دربانان بسيارى و خود پشت همه آنها است . زيرا پادشاه دل پشت همه اين پردهها است و بايد ابزار برونى داشته باشد كه احوال چيزهاى سودمند و زيانبار را به دو رسانند .
و دل بمعنى روح مجرد هم چون ادراكش وابسته باعضاء تن است و روح حيوانى تا بدانها نرسد كفايت كار نكنند بدين معنا در پرده باشد و همه حواس پنجگانه ظاهره از شنيدن ، بوئيدن ، چشيدن ، بسيدن گر چه بدنبال ديدنند ولى گوش از آوازهاى هراسناك و آوازهاى خوش آگاه شود و آنها را بدل كشد تا از زيانبارشان كناره كند ، و بوئيدن رهنماى بودارهاى خوبست و چشيدن رهنماى خوراكيهاى سودمند و زهرهاى كشنده و بسيدن رهنماى گرما و سرما و جز آنها .
ولى سود ديد بيشتر است ، زيرا بيشتر اين نيروها مجاور خود يا نزديك به خود را دريابند ولى ديده نزديك و دور ، ناتوان و توانا را دريابد ، از اين رو نام آن را برده و خدايش در بالاتر جاهاى تن و محفوظتر و نمايانتر آن نهاده .
وحى پادشاه ، كنايه از خواست شنيدنش است و گوش دادن كنايه از توجه بدان تا سخن را دريابد ، باد دل ، هوائيست كه از آن به شش و گلو برآيد ، بخار معده به سوراخهاى شش يا فضاى دهن رسد و كمك سخن گفتن شود ، يا مقصود از بخار معده همان روح حيوانيست كه از كبد خيزد .
« الّا بالاسنان » در بيشتر نسخهها همين است ، و نيرو گرفتن لب از دندانها روشن است زيرا تكيهگاه آنها است ، و در نسخهاى « الا باللسان » است و آن هم درست است .
« مانند نى زن » يعنى نى زن آوازش را با گرداندن در بينى زيور دهد : گفتهاند :
نى زن با سوراخهاى پس نى آن را زيور دهد كه هميشه بازند چون هوا به سختى از نى شش برآيد در حال تنفس و چون بگلو رسد تيكه تيكه شود براى حروف ريزى ،
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 261
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦١