و حجامت و باه و جز آن كه بدان نياز است براى تدبير تن او و باللَّه التوفيق .
( سپس باسناد چندى اين كتاب را از شيخ طوسى و نجاشى و ديگران روايت كرده و دنباله داده كه ) روشن شد اين رساله ميان علماى ما مشهور بوده و بسندهاى چندى روايت شده ولى نسخهاى كه بما رسيده اختلاف فراوان دارد كه ما ببرخى آنها اشاره كرديم و اكنون بنقل رساله آغاز كنم و آنگه بشرح اجمالى آن .
بدان اى أمير المؤمنين كه خدا هيچ بندهاى را دردى نداده جز اينكه برايش داروئى كه آن را درمان كند نهاده و براى هر رسته از درد رستهايست از دارو و تدبير و شرحى است ، چون پيكر آدمى مانند كشوريست و پادشاه تن دل است و كارمندانش رگها و رشتهها و مغز دل خانه پادشاه تن است و تن خود كشور اوست و دو دست و دو پا و دو لب و دو چشم و زبان و گوشها ياران اويند ، و معده و شكم و حجاب و سينه گنجدانهاى او .
دو دست دو كارمند پيش آور و دور كن اويند كه هر آنچه پادشاه فرمايد به كار زنند و دو پا وسيله نقل پادشاهند بهر جا خواهد .
دو چشم گزارشگر اويند بدان چه بر او نهانست زيرا پادشاه پشت پرده است و چيزى بوى نرسد جز بوسيله آنها ، و آنها نيز دو چراغند ، دژ و با روى تن دو گوشند كه بپادشاه نرساند جز آنچه را سازگار اوست ، چون نتوانند چيزى وارد كنند مگر آنچه پادشاه بدانها پيشنهاد كند ، و چون بدانها ابلاغ كند خود دل دهد تا از آنها بشنود و آنچه خواهد پاسخ دهد .
و زبان با ابزار بسيارى كه دارد خواست او را بيان كند ، ابزارش نسيم دل ، بخار معده ، دو لب است ، و لبها را نيروئى نيست جز با زبانى ( با دندانها خ ب ) اينها از هم بىنياز نباشند و سخن درست نيايد جز در بينى لنگر گيرد .
و بينى سخن را آراسته كند چنانچه دمنده در نى و همچنين دو سوراخ بينى كه دو سوراخ آنند ، نسيم خوش براى پادشاه آرند ، و اگر بوى بدى دارد پادشاه هر دو دست را امر فرمايد تا پرده برابر آن و پادشاه كشند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 246
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٦