باب هشتاد و هفتم : نوادر و كليات طب معصومين عليهم السّلام
1 - در فقه الرضا : از عالم روايت دارم كه : پرهيز سر هر دارو است ، معده خانه هر درد است ، تن را بهر چه عادت كرده وادار و ترك عادت مكن .
2 - و فرمود : سر هر پرهيز كردن آسايش تن است 3 - روايت است كه دورى كن از دارو تا تنت تاب درد دارد ، و چون بيتاب شد دارو به كار بر .
4 - و روايت دارم از او عليه السّلام كه دو كس بيمارند هميشه : تندرست پرهيز كن ، و بيمار ناپرهيز و درهم كن .
5 - روايت است كه چون گرسنه شوى بخور ، چون تشنه شوى بنوش ، چون شاشت گرفت بشاش ، و جز براى نياز جماع مكن ، و خوابت كه آمد بخواب كه اينها تندرستى آرند .
6 - فرمود عالم عليه السّلام : هر دردى با اجازه بآدمى رسد جز تب كه يكباره درآيد ، و خدا عزّ و جلّ ميان درد و دارو پرده اندازد تا مدت مقدر بگذرد و آنگاه آزاد كند و بدان دارو به شود ، و اگر خواهد پيش از گذشت مدت بوسيله احسان يا صدقه يا نيكى آن را آزاد كند ، زيرا او است كه محو كند هر چه خواهد و بر جا دارد ، و او است آغاز كن و باز آور .
7 - عالم فرمود : در عسل درمان هر درد است : يك انگشت عسل ناشتا بلغم را ببرد ، صفراء را بشكند ، خلط سوداء را بن كند ، ذهن را پاك كند ، حافظه را خوب كند ، هر گاه با كندر نر باشد ، و شكر براى هر چيز خوبست و هيچ زيانى ندارد و همچنانست آب جوشيده .
8 - روايت دارم كه آب سرد گرمى بنشاند ، صفراء را آرام كند ، غذا را