تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
است غير طبيعى كه اجزاءش در رقت و غلظ جدا هستند ، و بر چيزى هم اطلاق شود كه در ته شيشه نشيند از اجزاء رقيق بىگند . فرمود : « سلى كه باد آورد » گفتند : گويا مقصود : قولنج صفراوى است ، برخى گفته : سل در لغت لاغرى است و در طب قرحه‌ايست در شش كه مايه لاغرى تن است ، و چون تب لازمه اين قرحه است . قرشى گفته : سل قرحه شش است با تب دق ، و آن را از بيماريهاى تركيبى دانسته ، برخى گفته : سل همان تب دقّ است چه از پيرى باشد و چه از قرحه شش فيروزآبادى گفته : سل - بكسره و ضمه و بر وزن غراب - قرحه‌ايست در شش بدنبال بيمارى ذات الريه يا ذات الجنب يا زكام يا سرفه طولانى و تب سبكى همراه آنست و از گزيدن خزنده هم باشد . خبيص حلوائى است كه از خرما و روغن سازند ، مره حمراء ، طغيان خون يا بادها كه تن را سرخ كنند ، سدد يا ( سدر براء خ ب ) در بحر الجواهر گفته : سدد در لغت خيره‌گى چشم است كه همراه اين بيماريست ، و در طبّ حالى است كه چون براى آدمى رخ دهد مبهوت ماند و سرش بسيار سنگين گردد و چشمش تار شود ، و بسا در گوشهاش طنين يابد ، و بسا كه خرد خود را از دست بدهد ، گفته : سدد مواد چسبنده و غليظى است كه بر رگها و مجارى تنگ در گيرند و در آن بمانند ، و نگذارند خوراك و فضولات گذر كنند ، و بر آنچه مانع برخى هم باشد گفته شود . علامه گفته : بدان كه انسداد نزد پزشكان جز سده است ، زيرا انسداد را براى بسته شدن سوراخهاى تن و دهانه‌هاى رگها به كار برند ، و بسا سدد سلعه‌اى را گويند كه بر دهانه جراحت بسته شود چون پوسته ، بلبله : سختى اندوه و وسواس است در بحر الجواهر گفته : ابرده بهمزه كسره‌دار ، درديست معروف از غلبه سردى يا رطوبت كه از جماع باز دارد و سخن در باره آن گذشت « در آن شبش نياشامد » يعنى از اين دارو بلكه يك بار بس كند ، و گفتند : يعنى آب نياشامد و آن بعيد است « زيت زيتون » يعنى روغن زيتون چون هر روغنى را زيت گويند : جالينوس گفته : هر روغنى كه از هر جسمى كشند و گرچه