جزء زيتون باشد زيت نامند مجازا ، برخى گفتند : گاهى زيت را از زيتون غوره كشند و گاهى از زيتون رسيده ، و زيت هزينه همانست كه از غوره گيرند و آن را ركاب هم نامند چون بر شتران از شام به عراق حمل شود گويم سخن در اين باره در باب خود بيايد ان شاء اللَّه « جز اينكه جايش را تيغ زنند » بسا مقصود اينست كه بهق و پيسى بهم مانند جز اينكه حجام آن را تيغ زند و خون آيد كه دانسته شود بهق است و پيسى نيست چون در پيسى از جاى تيغ آب سفيد برآيد .
بدان كه پيسى دو نوع است سفيد و سياه و همچنين است بهق و امتيازشان اين است كه بهق همان در پوست است و به گوشت نرسد و پيسى بهر دو نوع در گوشت فرو كشد .
« فرمود از حنظله » چنين يافتيم در نسخهها و شايد كنايه از خود داروى شافيه است كه تلخ است و يا مقصود اينست كه دارو و حنظل هر دو را در آب انار ريزند . . .
13 - در طب : بسندى تا امام صادق عليه السّلام كه اين داروى محمّد است صلى اللَّه عليه و آله و مانند داروئيست كه جبرئيل روح الامين براى موسى بن عمران عليه السّلام هديه آورد جز اينكه در اين دارو درمانى و كم و بيشى است كه در آن نبودند .
و همانا اين داروها را پيغمبران و حكماء كه وصى پيغمبرانند ساختند و اگر كم و بيش شود در آن يا قرصى بيش و كم مصرف شود درهم شكند و دارو تباه گردد و سودى ندهد و نسخه اينست سير پوست كنده چهار رطل ( 400 مثقال ) با هموزنش شير گاو در پاتيل ريزند و آتش نرم سبكى زير آن نهند تا آن را به خود كشد ، وانگه 4 رطل روغن گاو بر آن ريزند تا چون آن را به خود كشد و بپزد ، 4 رطل عسل بر آن ريزند و آتش سبكى زيرش افروزند ، وانگاه دو درهم بابونه بر آن ريزند و سخت بهم زنند تا بسته شود و چون بسته شد و پخت و درهم آميخت آن را در بستو كن و سرش را سخت ببند و در ميان جويا خاك پاك بگذار در آغاز تا پايان تابستان ، و چون زمستان رسد ، هر روز ناشتا به اندازه يك گردوى بزرگ از آن برگير كه داروى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 202
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٢