در آن ريزند ، و يك شيرينى بدان افزايند ، در برخى نسخهها اماج آمده و گويا شوربائيست كه از خمير سازند .
قول او : « و گفت از برخى پيغمبرانست » ظاهر آنست كه متعلق بداروى پيش باشد . . .
مؤلف بحر الجواهر گفته : افشره از آب گياه و ميوه است كه بگيرند و بپزند بلكه در آفتاب نهند تا ربّ شود .
در قاموس گفته : قرف : با كسره : پوست ، پوست مقل ، پوست انار ، پوست درخت ، يكنوع دارچينى كه آن هم پوستهايست در حقيقت و آن را دارچينى چين نامند كه پيهدار و سفت و پر سوراخ است و معروف است به قرفه ، سرخ و نرم و بشيرينى زند و برونش زبر است ، خوشبو و فره گرم كرف دارد و برخى از آن را قرفه قرنفل نامند كه نازك و سخت و بيسوراخ است ، و بوى قرنفل دارد ، و همه آنها گرم كن و لطيف كن و مدرّ و مجفف و حافظه آور و باه پرورند - پايان - اين دارو خودش در باب درمان شكم گذشت .
و اينكه فرمود تب سخت - بسا آغاز سخن است كه داروى مذكور بدنبالش آمده و بسا وابسته به پيش است و از حرارت آغاز سخن شده ، و بسا كه : آن براى يرقان خوب است ، آغاز سخن باشد و ضمير راجع بداروى آينده باشد ، چون كه در باب تب گذشت ، امام رضا عليه السّلام دچار يرقان را با آب پوست خيار با باذرنج مداوا كرد .
ابن بيطار گفته : اشبه كه آن را شبهان گويند نوعى شوك است و آن درختى است مانند درخت ملوخ كه شاخههايش خارهاى ريزى دارد و گل لطيفى كم سرخى آرد و دانهاى چون شاهدانه كه چون فشرده شود آب بسيار چسبندهاى از آن درآيد ، و اين چوب و اين فشرده براى درمان گزيدن جانوران زهردار است گفتهاند تخمش چرب و چسبنده است و نوشيدنش براى سرفه خوبست و سنگ مثانه را آب كند و به خوبى بول را بگشايد ، و چون ريشه و برگش را بكوبند
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٠