تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
داروى پدرت چيست ؟ فرمود : داروى جامع و نزد فلان و فلان معروف است گفت : من نزديكى از آنها رفتم و يك قرص گرفتم و با آب زعفران به اطراف شوصه ماليدم و از آن عافيت يافتم . بيان : فيروزآبادى گفته : شوصه : درديست در درون يا باديست كه بدنده‌ها پيچد يا ورمى است در حجاب آنها از درون و درزيدن رگها است ، جالينوس گفته : ورمى است در حجاب دنده‌ها از درون . 6 - در طبّ ( . . ) بسندش از صالح بن عبد الرّحمان كه به امام رضا عليه السّلام شكوه كردم از فالج و لقوه كه دچار خاندانم شدند ، فرمود : تو كجائى از داروى پدرم ، گفتم آن چيست ؟ فرمود : داروى جامع يك حبه آن را با آب مرزنجوش بستان و ببينى او بكش كه بخواست خدا خوب شود . 7 - و از همان - 90 - بسندى از عبد اللَّه بن عثمان كه به امام نهم عليه السّلام شكوه كردم از سردى معده‌ام و خفگى دلم و فرمود : تو كجائى از داروى پدرم كه داروى جامع است ، گفتم : يا ابن رسول اللَّه آن چيست ؟ فرمود : نزد شيعه معروف است گفتم : يا ابن رسول اللَّه من يكى از آنها شمرده شوم نسخه آن را به من بده تا خود درمان كنم و بمردم هم بدهم فرمود : زعفران ، عاقرقرحا ، سنبل ، قاقله ، بنك ، خربق سفيد ، فلفل سفيد ، بستان اجزاء برابر ، هر كدام را نرم بكوب و ببيز با پارچه حرير و با دو برابر وزن همه عسل كف گرفته معجون كن و آنكه خفقان دل يا سردى معده دارد يك قرص با آب زيره بپزد و بخورد كه بخواست خدا به شود . 8 - و در همان ( . . ) از سهل بن مخلّد كه بر امام هشتم عليه السّلام وارد شدم و شكوه كردم كه از درد سپرز بشب نخوابيدم و روز هم به خود پيچيدم از سختى دردش ، فرمود : تو كجائى از داروى جامع يعنى داروها كه پيش گفته شدند جز اينكه فرمود يك قرص آن را بگير و با آب سرد و كفى سركه بخور و من عمل كردم بدان چه فرمود و آن دردى كه داشتم به حمد اللَّه آرام شد . 9 - در طب - 90 - : بسندى از محمّد بن سليمان كه علم اهل بيت عليهم السّلام را از امام
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 193 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى