تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
رطوبت را خشك كند . در بارهء كافور گفته : جزء داروهاى چشم درد گرم است و مرّ زخمهاى ديده را بر كند و سفيديش را جلا دهد ، و زبرى پلكها را ببرد ، و ماده‌اى كه در چشم است بىسوزش آب كند ، و بسا آب چشم را در آغاز نزول كه رقيق است از ميان ببرد . 21 - در كافى ( 383 - روضه ) : بسندى از جميل بن صالح كه به امام ششم گفتم : ما يك دختر بچه داريم كه ستاره را چون سبو بيند ، فرمود : آرى ، و مانند خمره بيند گفتم چشمش ناتوانست ، فرمود با صبر و مرّ و كافور اجزاء برابر سرمه‌اش بكش ، و با آن سرمه‌اش كشيديم و خوب بود برايش . 22 - در كافى ( . . ) از امام ششم عليه السّلام كه نزد منصور دوانقى بودم و بسته‌اى نزد او آوردند و آن را گشود و در آن نگاه كرد و چيزى از آن درآورد و گفت : اى ابا عبد اللَّه ميدانى اين چيست ؟ گفتم : چيست ؟ گفت : چيزى كه از آنور افريقا آوردند از طنجه يا طينه - ترديد - از راويست ، گفتم : چه باشد ؟ گفت آنجا كوهى است كه در سال چند قطره از آن چكد و خشك شود و براى سفيده چشم خوب است كه بدان كشند و برود بخواست خدا عزّ و جلّ گفتم : آرى ، آن را شناسم و اگر خواهى بنامش و وصفش به تو خبر دهم ، فرمود : از نامش نپرسيد گفت : وصفش چيست ؟ گفتم : اين كوهى است كه يكى از پيغمبران بنى اسرائيل از قومش در آن گريخته بود و خدا را عبادت ميكرد ، و قومش او را دانستند و كشتند و آن كوه بر آن پيغمبر گرييد ، و اين قطره‌هاى اشك او است و در سوى ديگر آن كوه چشمه‌ايست كه شبانه روز از آن آب جوشد ، و دسترسى به آن چشمه نيست . بيان : فيروزآبادى گفته : افريقا بلاد پهناوريست برابر اندلس ، طنجه شهريست در كناره درياى مغرب ، طينه شهريست نزديك دمياط . ميگويم : گويا همانست كه بدهنج معروف است و بفرنگ منسوبست ، در