ترجمه :
[ ادامهء ادلهء حجيت خبر واحد از اقسام ظنون معتبره از ( مقصد دوم در ظن ) ]
[ دليل دوم ] ( تمسّك به اخبار براى اثبات حجيّت خبر واحد )
و امّا در تمسّك به سنّت و حديث ، دستهاى از اخبار وجود دارد :
از جمله اين احاديث ، احاديثى است كه در رابطهء با خبرين متعارضين ، حكم به اخذ ( حديثى مىكنند كه راوى آن ) اعدل و يا اصدق ( از ديگران ) است . و به مشهور ( در صورت نبود آن دو مرجح ) و به تخيير ( در صورت تساوى از جهات مربوطه ) .
1 - مثل : مقبوله عمر بن حنظله از آن جهت كه مىگويد :
حكم صحيح آن است كه اعدل الحاكمين يا افقه و اصدق آنها در حديث حكم نموده است .
مورد اين حديث اگرچه در حاكمين بوده ( و نه عادلين ) تا بتوان مستقيما به آن تمسّك نمود ، لكن ملاحظهء تمام حديث شهادت مىدهد به اينكه مراد در آن بيان مرجحى است كه در يكى از دو روايتى كه مستند و مدرك حاكمين است وجود دارد ( و به واسطهء آن حكم حاكمى كه برطبق آن حكم كرده است بر ديگرى مقدم مىشود ) .
2 - و مثل روايتى كه در كتاب عوالى اللئالى از مرحوم علّامه به طور مرفوعه تا زراره نقل شده كه ( در محضر امام گفت ) :
از شما دو خبر و يا دو حديث متعارض به ما رسيده است ، به كدام يك از آن دو اخذ و عمل نمائيم . امام فرمودند : به آنچه در ميان يارانت مشهور است عمل كن و آنچه نادر القول است رها كن . زراره مىگويد : گفتم : اگر هر دو با هم مشهور بودند ، چه كنيم ؟
امام فرمود : به روايتى كه راوى آن نزد تو اعدل و اوثق است ، عمل نما .
3 - و مثل روايت ابن ابى الجهم از امام رضا كه مىگويد :
محضر امام گفتم : دو مرد كه هر دو عندنا موثق هستند ، دو حديث مختلف براى ما نقل مىكنند ، كه ما نمىدانيم كداميك از آن دو حديث حق است .
امام فرمودند : وقتى كه حق را نمىدانى به هريك كه عمل كنى ، در توسعه مىباشى .
4 - و مثل روايت حارث بن مغيره از امام صادق كه فرمودند :
وقتى از يارانت حديثى شنيدى كه تمام ( ناقلين آن ) ثقه و مورد اطمينان بودند ، در عمل به آن در توسعه هستى ، تا اينكه حضرت قائم ( عج ) را ببينى .
و غير از اين اخبار ( احاديث ديگرى وجود دارد كه در تمام آنها ، مضمون فوق ، يعنى : ترجيح و در صورت عدم مرجح ، اخذ به تخيير وجود دارد .