تشريح المسائل
* از بررسى طائفهء چهارم از احاديث چه نتيجهاى حاصل مىشود ؟
1 - از حديث متواتر نبوى كه فرمود : ( من حفظ على امّتى اربعين حديثا . . . ) از جمله احاديثى است كه ما را به استماع حديث ، حفظ آن ، عمل به آن ، نقل آن براى ديگران ، كتابت آن ، نشر آن در ميان مردم راهنمائى و تشويق مىكند .
به عبارت ديگر :
اين حديث موجب شد تا علماى اسلام كتابهائى تحت عنوان اربعين حديث بنويسند كه از جمله آنها اربعين جناب شيخ بهائى است كه شيخ در آغاز اربعين خود مىگويد :
دلالت اين حديث بر حجيّت خبر ، از دلالت آيهء نفر كمتر است ، يعنى : همانطور كه در آيهء نفر آمده بود بر كوچكنندگان انذار واجب است ، چه به صورت خبر واحد و چه به صورت متواتر ، پس بر شنوندگان هم قبول واجب است و گرنه وجوب انذار لغو است . همينطور در اين حديث هم آمده است كه ، حفظ كند و به امت من برساند ، چه به صورت خبر واحد و يا متواتر .
پس معلوم مىشود كه خبر واحد حجّت است و الّا اين سخن لغو مىبود .
2 - و از حديث شريف ( حدثوا بها فإنّها حق ) به دست مىآيد كه بايد احاديثى را كه در اثر شدت تقيه مخفى و مكتوم ماندهاند ، نقل و نشر نمود .
3 - و از حديث ( اكتب و بثّ علمك فى بنى عمك فإنّه يأتى . . . ) پى به كار عظيم شيعيان در تدوين حديث مىبريم . زيرا اگر اكنون كتب حديثى معتبر شيعه نبود ، ما راهى براى رسيدن به احكام واقعى نداشتيم و قطعا به دام قياس و استحسان گرفتار مىآمديم .
4 - و از حديث شريف ( اعرفوا منازل الرجال منّا به قدر روايتهم عنّا . . . ) ، اجازهء نقل به معنا كه دليل بر حجيت قول آن ناقل به معناست و همچنين معيار و ميزان ارزشگذارى راويان است پى مىبريم .
* نظر شيخ پيرامون احاديث مزبور و دلالت آنها چيست ؟
شيخ مىفرمايد : يكايك اين احاديث دلالت بر حجيّت خبر واحد ندارد ، و لكن مجموع آنها دليل بر حجيّت خبر واحد است .
* مراد از مطلب فوق چيست ؟
اين است كه در تكتك اخبار مذكور سه احتمال وجود دارد :
1 - اينكه مراد خبر متواتر باشد .
2 - اينكه مراد در آنها عمل به خبر واحد مع القرينه باشد .