تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
و بدان كه كاسه سر بر روى آن چون خود آهن است تا آن را از صدمه و ضربتى كه بسا بسر رسد حفظ كند ، و آنگه كاسه سر با مو پوشيده شده بمانند پوستين سر كه آن را پوشانده از گرما و سرماى سخت . كيست چنين مغز را رده‌بندى كرده جز آن كه آفريده‌اش و سرچشمه حسش ساخته و شايان حفظ و حراست براى مقام بلندى كه در تن دارد و ارزش و قدر آن ؟ بينديش اى مفضّل در پلك ديده كه چون پرده‌ايست بر آن و در مژگان كه چون ريشه‌اند ، ديده را در اين ژرف نهاده و با پرده و مژگانش سايبان ساخته . بينديش اى مفضّل چه كسى دل را درون سينه نهان كرده و زرهى محكم پوشش آن ساخته و با اندام و هر چه از گوشت و پى دارند آن را قلعه بندى كرده تا چيزى كه زخمش زند بدان نرسد ؟ چه كسى در گلو دو سوراخ ساخته يكى براى آواز كه ناى است و پيوست به شش و ديگرى سوراخ خوراك كه روده سرخه است و پيوست به معده تا غذا را بدان رساند و براى ناى طبقى ساخته تا بازدارد خوردنى را از آنكه به شش رسد و آدمى را بكشد . چه كسى شش را بادبزن دل ساخته كه بازنايستد و خلل نگيرد تا مبادا گرمى در دل جا گيرد و به نيستى كشاند ، چه كسى براى مخرج بول و غائط ليفها ساخته تا آنها را نگهدارند و پيوسته بيرون نيايند تا زندگى آدمى را تباه كنند ؟ چه بسيار از اينها است كه آمارگير برشمارد و آنچه بشمار نيايد و مردم آن را ندانند بيشتر است . چه كسى معده را پىدار و سخت ساخته و براى هضم خوراك سفت اندازه گرفته ! چه كسى كبد را نازك و نرم نموده و پذيراى جوهر لطيف غذاء تا آن را هضم ديگر نماند و كارى لطيف‌تر از كار معده در آن بكند جز خداى توانا ؟ آيا بىسرپرست چنين كارها انجام شوند ؟ نه هرگز بلكه تدبير مدبّر حكيم و تواناى دانا به همه چيز است پيش از آفرينش آنها كه از هيچ چيز درنماند و او است