تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
شيرين و تلخ را بفهمد ، و دو چشم را شور كرد چون دو پيه‌اند و اگر شور نباشند آب شوند ، بينى را سرد و روان ساخت تا در سر هيچ دردى ننهد جز بيرونش كشد و اگر چنين نبود مغز سنگين ميشد و كرم ميگذاشت . و در برخى نسخ چنين است « و آب را در دو سوراخ بينى نهاد تا نفس از آن بالا رود و فرود آيد و بوى خوش را بفهمد از بوى بد » « و لا فرضك » يعنى هر چه فرض خدا دانى از ديگرى ياد گرفتى و معنى برودت و سردى بينى آب سرد است كه در آنست براى آنكه بدان درد سر برآيد نه به خود سردى ، و سردى علت روان نشدن مغز است چنانچه در خبر ديگر بدان اشاره شد . 20 - در علل ( . ص 95 ) : بسندى از هشام بن حكم كه از امام ششم عليه السّلام پرسيدم چرا درون دو كف مو نرويد و در پشتشان برويد ، فرمود : به دو سبب يكم اينكه مردم همه ميدانند زمين كه بسيار زير پا است و پر بر آن راه روند چيزى در آن نرويد ، و ديگر آنكه راه برخورد با هر چيز است و مو نرويد در آن تا بسائيدن نرم و زبر را بفهمد ، و مويش از درك كيفيت چيزها مانع نباشد ، و زيست خلق جز بر آن نبود . بيان : « زمينى كه زير پا شود » گويا علت نروئيدن مو است در پيرى نه از آغاز زندگى . 21 - در علل ( . ص 83 ) : بسندى مرفوع كه : ابو حنيفه نزد امام ششم آمد و به او فرمود : اى ابو حنيفه به من گزارش شده كه قياس ميكنى ، گفت : آرى فرمود : واى بر تو قياس مكن زيرا نخست قياس كن ابليس است كه گفت : مرا از آتش آفريدى و او را از گل ، آتش و گل را با هم سنجيد و اگر روشنى آدم را با روشنى آتش سنجيده بود ميفهميد ميان دو نور چه تفاوتيست و كدام پاك‌ترند ، ولى سرت را با تنت براى من بسنج ، به من بگو : چرا در دو گوشت دو مرّه است و در دو چشمت دو شورى و بر دو لبت دو شيرينى ، چرا سوراخ بينى تو خنك است ؟ گفت : ندانم ، فرمود : تو كه ندانى سرت را بسنجى و بفهمى ، حلال و حرام را