صور نمونهاند و اشباح برزخى ، مجرّد از طبايع و مواد ولى نورانيند و آن را عالم مثال نامند .
و گفتند صورتها كه در آينه و اجسام زلال ديگر ديده شوند و صورتهاى خيالى و مانند آنها موجوداتى باشند پايدار به خود زيرا اگر صورت بر آينه باشد با اختلاف جاى بيننده مختلف ننمايد و اگر در هوا باشد ديده نشود چون هوا شفاف است و نمىشود آن را و هر چه در آنست ديد ، و آن خود چهره نيست كه ديده شود چون پرتو از آينه برگشته بسوى تو چون عقيده اينكه ديد بشعاع است باطل است بادلهاى كه در كتب قوم ذكر شده .
و نميشود كه اين صورتها در قوه بينائى يا قواى ديگر تن موجود باشند بدليلها كه ذكر كردند ، پس در نتيجه صورتهاى جسمانى باشند كه در عالم ديگر ميان دو عالم حسّ و عقل محض باشند و عالم مثال نام دارد و بذات خود برپا است و در لا مكان آويزانست و مظاهرى دارد چون صورتهاى ديده شده در آينهها و صور موجوده در خيال ، و صوفيه در اثبات اين عالم با آنها موافقند و اشاره بدان گذشت .
قيصرى : در شرح فصوص گفته : بدان كه عالم مثال عالمى است روحانى از جوهرى نورانى مانند بجوهر جسمانى در اينكه بديد آيد و اندازه دارد و بجوهر مجرّد عقلى در اينكه نورانيست و تركيب از ماده ندارد ، و جوهر مجرد عقلى نيست ميانه و مرز ميان دو جهان ماده و مجرّد است ، و هر چه مرز دو چيز است و ميان آنها است جز خود آنها است بلكه دو سو دارد كه از هر سو بعالمى ماند ، بارخدايا جز اينكه گفته شود جسمى است نورى در نهايت لطافت ، و مرز ميانه جواهر مجرده لطيفه است و جواهر جسمانى تيره و گرچه برخى اجسام لطيفتر از ديگرانند مانند آسمانها - پايان - .
سوم : ديد يك چيز دو تا چنانچه در چشم چپ است ، و در كسى كه گوشه ديده را بكشد ، يا انگشت در گوشه ديده فروبرد كه هر چيز را دو بيند ، و در علت
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 258
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٨