به طرف سهم مخروط و باز به دو طرف ديده شده رسند ، و اگر برعكس باشد و طرف بيننده آب يا بخار باشد خطوط بر خلاف سهم خم شوند و از لوازم انعطاف اينست كه هر چيزى درون آب و بخار بزرگتر ديده شود از آنكه در هواء باشد چنانچه يك حبه انگور در آب يك دانه آلو ديده شود ، و اختران در افق بزرگتر ديده شوند از وسط السماء چون افق بخار دارد .
ششم : اينست كه درخت در لب نهر وارونه ديده مىشود زيرا خطوط شعاعى كه از سطح آب بدرخت برميگردند به شكل تارهاى چنگ باشند كه كوژ كوژپشت است و چون درخت بر لب ديگر آب باشد شعاع از نزديكترين جا به بيننده بسر درخت برميگردد و به بن آن از دورترين نقطه از بيننده و به همين نسبت و چون درخت بلب آب سمت بيننده باشد برگشت شعاع به عكس آنست .
ننگرى كه چون سطح آبى كه نزديك تو است چون بپوشانى سر درختى كه آن سوى آب است بر تو نهان گردد و بن درختى كه در سوى خود تو است ، پس خط شعاعى كه بسر درخت برگردد درازتر از همه خطوطى است كه فروتر از آنند و آنچه بدان نزديكتر است درازتر از آنست كه از آن دور تر است به ترتيب منظم تا آنكه كوتاهتر همه خطى است كه از بن درخت برگشته براى آنكه بايد زاويه شعاع و انعكاس برابر باشند .
فرض كنيم پهناى نهر خط ( ا ب ) و درخت آن لب نهر خط ( ج ب ) و ( ه ) حدقه چشم بيننده ، و بر خط ( ا ب ) دو نقطه « د » و « و » را فرض كنيم ، بر « ج ب » دو نقطه « ح » و « ط » و چون از نقطه « ه » خط شعاعى به « و » برآيد ، و خط ديگر
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 261
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦١