دنبالهايست : [ گفتار حكما در بارهء نيروهاى تن آدمى ]
بايد گفتار حكماء را در تحقيق نيروهاى تن آدمى يادآور شويم چون فهم آيات و اخبار تا اندازهاى بدان وابسته است و حكمتهاى ربّانى را در بر دارد .
گفتند : حيوان جسمى است مركب و از ميان مركبات مخصوص نفس حيوانى است زيرا مزاج او از نباتات و معادن باعتدال نزديكتر است ، و چون مرتبه جماد و گياه را بكمال رسانيد صورتى اشرف از صورت آنها پذيرفت ، نفس حيوانى را چنين تعريف كردند كه : كمالى است نخست براى جسمى طبيعى و آلى از آن نظر كه امور جزئيه را دريابد و بخواست خود بجنبد ، و دو نيرو دارد ، دريابنده و جنباننده ، نيروى دريافتش يا در برونست و پديدار يا در درون و ناپيدا ، نيروى برونيش تا آنجا كه جستجو شده پنج است .
و دليلش را گفتهاند كه طبيعت از مرتبه حيوانى ببالاتر برنيايد جز اينكه همه آنچه را در اين مرتبه است كامل كند و دريافت نمايد ، و اگر حس ششمى شدنى بود بايد آدمى هم داشته باشد و چون ندارد ميدانيم كه حواسّ برونى همان پنج هستند :
1 - شنوائى و آن نيروئى است در پى گسترده در تك استخوان گوش و بايدش كه هواء موجپذير از كوبنده و كوبيده شده و يا كننده و كنده شده به دو رسد و ياراى مقاومت در برابر كيفيت تموج را داشته باشد و مقصود اين نيست كه تموج نخستين به او رسد بلكه آن تموجى در هواء دنبال خود پديد كند و اين تموج پياپى شود تا هواى آرام مجاور صماخ موج بردارد ، و گفتهاند وسيله منحصر بهواء نيست بلكه هر جسم روانى چون آب ميتواند وسيله باشد .
2 - ديدن . و آن نيروئيست در دو برخورد دو پى مجوف كه از تك دو بطن پيشين مغز روئيدند ، آنكه از سمت چپ است براست گرايد و برعكس و بهم برخورند و تهيگاهشان يكى شود و آنكه از سمت راست است بحدقه راست