و همانطور در حافظه بمانند و متخيله در آنها دست نبرد رؤيا درست درآيد و نياز بتعبير ندارد ، و اگر متخيله غالب و ادراك نفس ناتوانست تبديلى مناسب در آن رخ دهد چنانچه علم شير نمود كند و دشمن مار و شاه دريا و كوه ، زيرا دانستى هر چيزى را صورتيست جدا در هر نشانه ، گرچه با هم توافق دارند .
گفته : مردى نزد ابن سيرين آمد و گفت در خواب ديدم كه مهرى بدست دارم و دهان هر مرد و فرج هر زنى را مهر ميزنم به او گفت تو مؤذنى و در ماه رمضان سپيده دم اذان گوئى و تصديق كرد ، ديگرى آمد و گفت : در خواب ديدم روغن زيت در زيتون ميريزم .
گفت : اگر كنيزى همبستر دارى بررسى كن كه او مادر تو است ، چون زيتون مادر زيت است ، و او بررسى كرد و كنيزش مادرش بود كه در خردساليش باسيرى رفته بود .
ديگرى گفتش : در خواب ديدم كه درّ به گردن خوكها بندم ، گفت گويا حكمت بنااهل آموزى ، و همچنان بود .
و بسا متخيله چيزى را بدل بمانند آن كند يا بضدّ آن ، چنانچه خواب بيند پسرى برايش زاده و دخترى آيد يا به عكس ، و تعبير اين گونه خوابها نياز به تصرف و برگردان دارند ، و بسا انتقالات متخيّله منحصر بيك نوع نيست و تعبير دچار انشعاب شود و نسبت به شخص و حال و صنعت و فصل سال و بهى و بيمارى خواب بيننده مختلف گردد و معبر را حدسى بايد ، و بسيار دچار اشتباه شود .
و اگر نفس آدمى پست و دنيا پرست و اندر شهوت و نافرمانى باشد و نيروى متخيله را بخيالهاى فاسد و جز آن كشد كه مايه تيرهگى دل و بد سرشتى مغز است و در خواب بجوهر روحانى پيوستى ندارد و متخيله سر خود در كشور خود صورت سازى كند چنانچه اشخاص و اشياء را در خارج ديده و برخى به كلى ياوه باشند و بازيگرى و پريشانى خيال كه بيشتر بدان دچار است ، و از آنها در عالم خوب بصور ديگر منتقل گردد و بحكايت آنها پردازد چنانچه حواس در بيدارى بويژه اگر
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٤