تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
و بسا كه مقصود از روح خدا ذات او است و اشاره است به شدت ارتباط ارواح مقربين و دوستان با اخلاص شيعه بجناب حق تعالى كه آنى از خدا غفلت ندارند و فيض او پياپى بدانها رسد از علم و حكمت و كمالات و هدايات ، بلكه خواست دل چون از خود اراده‌اى ندارند و همه كار خود را بپروردگارشان وانهادند چنانچه در باره آنها فرموده « نخواهند جز آنكه خدا خواهد ، 29 - التكوير » . و در حديث قدسى است كه « چونش دوست دارم منم گوشش و چشمش و دستش و پايش و زبانش » و سخن تمام در اين باره در جاى خودش بيايد ان شاء اللَّه به اندازه فهم من و اللَّه الموفق . 26 - قرب الاسناد : از مسعدة بن زياد كه شنيدم امام صادق عليه السّلام در جواب اين سؤال كه آيا كسى چيز نديده را دوست ميدارد ؟ فرمود : آرى ، به او گفتند مانند چى ؟ فرمود : مانند اينكه يك خوراكى را براى آدمى شرح دهند كه هنوز نخورده و آن را دوست ميدارد ، و آنچه مانند آنست و مانند مرديكه براى يارانش آنچه را دوست دارد يادآور مىكند ، و آنچه بدست دارى از نمونه‌ها بيشتر از آنست كه واگذارى . بيان : شايد مقصود پرسنده پرستش از دوست داشتن برادر مؤمن است كه نديده چنانچه در اخبار ديگر است . 27 - در مجالس شيخ : بسندش از امام پنجم عليه السّلام كه چون امير المؤمنين عليه السّلام در بستر مرگ افتاد پسرانش را جمع كرد و به آنها وصيت كرد و سپس فرمود : اى پسرانم راستى كه دلها چون لشكرهاى آماده‌اند بدوستى بهم چشم دارند و بدان با هم راز گويند ، و در دشمنى همچنين باشند ، چون مردى را بىاينكه از او نيكى ديديد دوست داريد به دو اميد بنديد ، و چون مردى پى اينكه از او بدى ديديد دشمن داريد از او حذر كنيد . 28 - در مجالس ابن الشيخ : بسندش از حنان بن سدير از پدرش كه به امام ششم عليه السّلام گفتم : به مردى برخوردم كه پيش از آن روز مرا نديده و منش نديدم و