تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
استوارند و گردش دارند . و از اين رو با ميخ وجه مشترك دارند كه سبب استوارى و مانع از بيقراريند و ميخ گفتن صخور و كوهها خوبست و تعبير بلرزش و نفى آن از اين نظر است كه صحيح است گفت اگر جانوران دچار غرق شوند استقرارى بر زمين ندارند در صورتى كه كوهها نباشند و بر زمين هم نسبت لرزش و بىقرارى در اين صورت صحيح است و توان گفت اگر كوهها در روى زمين نبودند زمين دچار لرزه و اضطراب بود نسبت بجانوران خود . 5 - مقصود از كوههاى بلند پيغمبران و اوصياء و علماء است و مقصود از زمين دنيا و تعبير از اينان بكوه بلند براى اينست كه مانند كوه سنگين و استوار و پناه مردمند و چون ميخ وسيله آرامش امور جهان و آسايش و جلوگيرى از لرزش دلها و لغزش نوع انسانند و مرجع مهمات و حوائج ، دانشمندان در زمين ميخهاى خدا باشند . 6 - مقصود از اينكه كوهها ميخ زمينند اينست كه وسيله راه جستن و به مقصود رسيدنند و از لرزش در اشتباه و گرفتارى بگمگاه جلوگيرند ، اين سه جهت را برخى ناهنجار گويان كه شيوه او تاويل بلا سبب و دليل آيات و اخبار است بيان كرده ، و اين دليرى بر مالك روز جزاء و افتراء بحجج پروردگار جهانيان است . 7 - مقصود از زمين تيكه‌هاى آنست نه كلّ آن و كوهها ميخ و نگهدار هر تيكه زمينند از لرزش بدنبال حبس بخار بفرمان خدايا باسباب ديگر كه آفريننده داند و اين وجه نزديك بباور است و آنچه راجع به زمين لرزه در حديث ذو القرنين آيد مؤيد آنست .

[ كلامى در بارهء ذو القرنين ]

گويم : اما حديث ذو القرنين و سدّ و جز آن از احوال او در مجلد پنجم در شرح حالش گذشته . و در اينجا برخى از گذشته را بروايت ديگر بياوريم . ثعلبى در عرايس از قول اهل كتب آورده كه : ذو القرنين رومى و پسر يگانهء پيره زنى بود و نام او اسكندروس بود ، يا « عياش » بندهء خوبى بود و چون پادشاه شد خدا به دو وحى كرد كه اى ذى القرنين منت بر سراسر مردم مبعوث كردم و حجت بر آنها ساختم : اين تعبير خواب تو است .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 89 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى