تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
اينست گفتار فلاسفه در اينجا و ما جز اين ندانيم كه همه بقدرت قادر توانا و دانا و خواست مدبر حكيم است چنانچه به زودى بدانى ان شاء اللَّه شيخ مفيد - قدس سره در كتاب مقالات گفته : من گويم : جهان همان آسمان و زمين است و آنچه ميان آنها است از جواهر و اعراض و ميان يگانه پرستان در آن خلافى نشناسم . من گويم : بسا مقصودش از سماوات عرش هم باشد با كرسى و حجب و منظورش رد جواهر مجرده است كه حكماء بدان عقيده دارند . سپس ( ره ) گفته : ميگويم فلك گرد زمين است و بر آن ميچرخد و خورشيد و ماه و اختران ديگر در آنند و زمين در ميانست چون نقطه ميان يك دائره ، و اين عقيده ابى القاسم بلخى و گروهى يگانه پرستاست ، و بسيارى از قدماء و منجمين : و جمعى از معتزله بصره و ديگران از مردم مذهبى با آن مخالفند ، و ميگويم فلك حركت گردانى دارد چون دائره بر كره و اين مذهب بلخى و جمعى موحدانست ، و زمين چون كره است ميان فلك و هميشه آرام است و بيحركت و علت آرامى آن اينست كه در مركز است و مذهب ابى القاسم و بيشتر قدماء و منجمين است ، و جبّائى و پسرش و ديگران از صاحب‌نظران و مقلّدان و متكلمان با آن مخالفند . سپس گفته - و ميگويم جهان پر است از عناصر و جواهر و خلاء ندارد و اگر خلاء بود امتياز ميان مجتمع و پراكنده جواهر جهان و اجسام آن ممتاز نبود ، و اين مذهب خصوص ابى القاسم از بغداديها است و مذهب اكثر قدماء متكلمان و جبائى و پسرش و جمعى متكلمان حشويه و جبريه و مشبهه با آن مخالفند . سپس گفته - و گويم مكان همانست كه بر هر چيزى از هر سو فرا است ، و حركت جوهر جز در مكان نشايد ، وقت هنگامى است كه براى چيزى مشخص شود و پديده جدائى نيست ، زمان نام حركت فلك است و از اين رو فعل در ذات خود نياز بوقت و زمان ندارد ، و همه موحدان بدان معتقدند . از سيد مرتضى - رحمه اللَّه - پرسيدند ، آيا فضا پايانى دارد ؟ و قديم تعالى