بيان : در نهايه گفته : در حديث است كه دست به زمين كشيد و او را نوازش دهيد ، كه بشما مهربانست » يعنى چون مادر نسبت به فرزند ، چون از آن آفريده شديد و در آن زندگى كنيد و پس از مرگ بدان باز گرديد و مقصود از دست كشيدن تيمم به آنست و گفتهاند مقصود پيشانى نهادنست در حال سجده بر روى خاك بىحامل ( پايان ) .
من گويم : بسا شامل نشستن بر روى زمين بىفرش و غذا خوردن بر آن بىسفره هم بشود بقرينه خبر يكم .
29 - در علل محمّد بن على بن ابراهيم است : كه علت فرو نكشيدن زمين خون را اينست كه چون قابيل برادرش هابيل را كشت آدم بر زمين خشم كرد و به اين سبب زمين خون را نپذيرد .
30 - در علل ( ج 1 ص 1 - 2 ) بسندى تا آنچه كه يك يهودى از امير المؤمنين عليه السّلام در ضمن مسائلى پرسيد به من بگو قرارگاه زمين چيست ؟ فرمود : جز شانه فرشته نيست و دو گام آن فرشته بر صخره است و صخره بر شاخ گاو پاهاى گاو بر پشت ماهى در درياى فروتر ، دريا بر تاريكى است ، و تاريكى بر عقيم و عقيم بر ثرى و جز خدا عزّ و جلّ كس نداند زير ثرى چيست .
31 - در نهج البلاغه ( ج 1 ص 356 ) امير المؤمنين عليه السّلام در خطبه توحيد فرمود :
سكون و حركت بر او روا نيست ، چگونه بر او روا باشد آنچه را او بوجود آورده ، و به دو باز گردد آنچه را او آغاز كرده ، و در او پديد شود آنچه را او پديد كرده ، در اين صورت ذاتش تفاوت پذيرد و كنهش تجزيه گردد ، و نشود كه ازلى باشد و بايد پس داشته باشد چون پيش دارد ، و كمال جويد چون او را كاستي بايست شده .
بيان : يكى از شارحان نهج در بيان گفته او عليه السّلام كه « كنهش تجزيه پذير باشد » گفته : اشاره دارد به نفى جوهر فرد ، و قول او « بايد پس داشته باشد چون پيش دارد »
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٧