تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
131 - نافع بن ازرق ، بابن عباس گفت : به من خبر ده از قول خدا عزّ و جلّ « برآيد از ميان صلب و ترائب » گفت : ترائب جاى گردن‌بند زنست ، گفت : عرب اين معنا را ميشناسد ؟ گفت آرى ، آيا نشنيدى گفته شاعر را ؟
زعفران بر ترائب آن زن * ميدرخشد به سينه و گردن
132 - از عكرمه پرسش شد از قول خدا
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ
گفت : صلب از مرد و ترائب از زن آيا قول شاعر را نشنيدى ؟
رشته لؤلؤ بر ترائب آن زن * ميدرخشد به سينه و گردن
133 - و از ابن عباس كه : ترائب ميان دو پستان زنست . 134 - و از سعيد بن جبير كه : ترائب سينه است . 135 - و از عكرمه و ابن عياض مانند آن آمده . 136 - و از ابن عباس كه : ترائب 4 دنده زيرين است از هر سو 137 - و از اعمش گفت : استخوان و پى از آب مرد است ، و گوشت و خون از آب زن . 148 - از قتاده در قول خدا
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ
يعنى از ميان پشتش و گردنش برآيد كه « البته او ببرگرداندنش توانا است » گفت : خدا بزنده كردن و بازگرداندن او توانا است « روزى كه بيازمايند اين راز دلها را » اين درونيها آزموده شوند ، خير را در دل گرفتند و آن را آشكار كردند « نيست برايش هيچ نيرو » كه خود را نگهدارد و از خود دفاع كند « و نه ياور » كه در برابر خدا او را يارى كند . 139 - از ابن عباس در قول خدا
إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ
توانا است كه پير را جوان كند و جوان را پير . 140 - از مجاهد است كه
إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ
يعنى نطفه را بر گرداند باحليل .