تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
چنان مىشود . 41 - در كافى ( ص 347 ) : بسندى از سعيد بن مسيّب كه از امام چهارم عليه السّلام پرسيدم مردى زن آبستنى را لگد زده و بچه انداخته مرده ؟ فرمود : اگر نطفه است بر او 20 دينار است ، گفتم : حد نطفه چيست ؟ فرمود : همانست كه در رحم 40 روز ميماند ، فرمود : اگر علقه بيندازد 40 دينار بر او است ، گفتم : حدّ علقه چيست ؟ فرمود : تا 80 روز پس از ورود نطفه ، فرمود : و اگر مضغه بيندازد 60 دينار بر اوست ، گفتم : حد مضغه كدام است ؟ فرمود تا 120 روز ، فرمود : و اگر بچه‌اى تمام آفرينش با استخوان و گوشت و اندام مرتب كه جان گرفته باشد بيندازد بر او يكديه تمام است . گفتم : به من بگو تحولش در شكم مادر از حالى بحالى بروح است يا بيروح ؟ فرمود : بجا نيست جز به زندگى ديرين كه در اصلاب مردان و ارحام زنان نقل شود ، و اگر روحى نداشت جز زندگى انسانى در رحم حالى بحالى نميشد ، و بركشنده او ديه‌اى نبود در اين صورت . توضيح : « مرتب الجوارح » در نسخه اى « مزيّل الجوارح » يعنى اندامش از هم ممتاز باشند ، چنانچه خدا فرموده
لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا
، 25 - الفتح و در نسخه‌اى « مربّل » براء بىنقطه و باء يك نقطه يعنى گوشتين « بروح غذاء حيات » مقصود روح والدين است يا قوه نماء و در نسخه‌اى « عدا » به عين بىنقطه است يعنى حالى بحالى شدن نطفه بروحى است جز روح آدمى خودش كه پيش از اجساد آفريده شده زيرا هنوز به دو نپيوسته ، و مقصود از روح يكم قوه تامه است يا روح والدين ، و مقصود از قديم يعنى پيش از خلق جسد چنانچه بيايد ان شاء اللَّه و اطلاق كشتن پيش از تعلق روح مجاز است . 42 - در كافى ( ج 6 ص 306 ) : بسندش از حسين بن خالد كه به امام هفتم گفتم : از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم براى ما روايت شده كه هر كه مىنوشد چهل روز نمازش قبول نيست فرمود : راست گفتند ، گفتم : چطور 40 روز قبول نيست نه بيش و نه كم ؟ فرمود : خدا عزّ و جلَّ آفرينش آدمى را اندازه گرفت 40 روز نطفه ، 40 روز علقه ، 40 روز مضغه ، و چون مىنوشد 40 روز در تن او بماند به اندازه دوره تحول آفرينشش ، سپس فرمود :