10 - القمر ( 19 ) راستى فرستاديم بدانها بادى تند در روزى نحس و مستمر 11 - المرسلات ( 1 - 3 )
وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً
. . .
تفسير
: « او است كه بادها را فرستاده مژده » رازى گفته : باد هوائى است متحرك ، و حركت نه در ذات او است و نه لازم ذاتش و گر نه هميشه بود ناچار اين حركت كار فاعل مختار است كه خدا جل جلاله است ، فلاسفه گفتهاند ، سببى ديگر دارد و آن اينست كه از زمين دود بسيار گرمى برخيزد و بالا رود تا نزديك هواى چسبيده بفلك و چرخان با آن ، كه مانع از بالا رفتنش گردند ، بلكه آن را از آن سو كه ميچرخانند به سختى برگردانند و بهر سو پراكنده شود و بادها بوجود آيند و هر چه اين دودها بيش باشند و بالا رفتن آنها نيرومندتر باشد از برگشت آنها بادى تندتر برآيد اين خلاصه سخن آنها است ولى به چند راه باطل است .
1 - دود كه ريزههاى خاك است از خود گرمى ندارد و گرم شده و به زودى دگرگون مىشود و چون بالا رود و بطبقه سرد هوا رسد سرد مىشود و ميماند و از كجا بطبقه هوائى مىرسد كه با فلك ميچرخد ؟
2 - اگر بدان جا رسند و برگردند بايد عمودى برگردند ، زيرا زمين جسمى است سنگين و عمودى فرود مىآيد با اينكه ، ملاحظه ميكنيم كه بادها بسوى راست و چپ در حركتند .
3 - برگشت ريزه اجزاء زمين حركت سختى ندارد چنانچه برگشت گردى كه بادها بالا برند و برانگيزند هموار است تا جايى كه كسى آن را احساس نكند با اينكه بسا سرعت باد به جائى رسد كه درخت را از بن بركند و كوه را ويران سازد و دريا بموج اندازد 4 - اگر چنين باشد بايد در بادهاى سختتر گرد بيشترى باشد ولى چنين نيست زيرا بادهاى بسيار سخت در سطح دريا بوزند و گرد و غبارى ديده نشود و گفته آنها باطل است .
منجمين گفتند وزش باد اثر ستارهها است و آن هم نارواست زيرا اگر اثر طبع ستاره باشد بايد هميشه بوزد و اگر شرطى دارد بايد با حصول آن باد در همه جا آيد