تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
گيرد و بمشرق روان شود تا بملطيه و آنگه سميساط و بكوفه رسد و ببطائح ( دشتها ) ريزد ، و گفته : نيل بهترين نهرها است چون سرچشمه‌اش دور است و به روى سنگها و ريگها گذر كند و گل و لاى ندارد و سنگ در آن سبزه بندد مانند ديگر نهرها و بتندى از جنوب بشمال آيد ، و فزونى آن هنگام كاستن آبهاى ديگر است ، و سر چشمه‌هايش در جنوب خط استواء و غير معمور است و از اين رو بطور تحقيق سرچشمه آن معلوم نيست . يكى از حكماء يونان گفته نهريست كه از پيوست ده نهر فراهم شود كه ميان هر دوتاشان 22 فرسنگ فاصله است و همه در درياچه‌اى ريزند و از آن نهر رو بمصر برآيد و به سمت شمال گرايد تا بمصر رسد و چون از آن گذرد در « شنطوف » دو تيره شود و به دريا ريزد ، و گفته سرچشمه سيحان در طول 58 درجه و عرض 44 درجه است و از شمال بسوى جنوب ببلاد روم و ارمن گذر كند تا نزديك مصيصه و با جيحون همراه شود و بدرياى روم ريزند ميان اياس و طرسوس و سرچشمه نهر جيحان در طول 58 درجه و عرض 46 درجه است و در بزرگى نزديك بفرات است و از شمال بجنوب ميان كوههاى مرز روم روانست تا بشمال مصيصه گذرد و به دريا ريزند ( پايان ) . و بدان كه اين خبر از طريق مخالفين هم رسيده جز اينكه از « الفرات » تا آخر خبر در آن نيست و در تفسيرش اختلاف دارند ، طيبى در شرح مشكاة گفته : سيحان و جيحان جز سيحون و جيحون باشند و هر دو نهر بسيار بزرگى باشند ، و ذكر خصوص آنها براى سود بسيار آنها است كه مانند نهرهاى بهشت باشند . يا مقصود اينست كه چهار نهر اصلى بهشت بنام اين نهرهاى بزرگ‌تر و سودمندتر دنيا ناميده شدند ، زيرا سودهاى دنيا نمونه سودهاى ديگر سرايند و همچنان زيانهاى آن ، قاضى گفته : منظور از اينكه از نهرهاى بهشتند اينست كه مردم آن همه ايمان آرند و نوشنده‌هايشان ببهشت روند ، و درست‌تر اينست كه ظاهرشان منظور