تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
اگر گويند چرا پرتو خورشيد در مد و جزر اثر ندارد كه بسطح درياها ميتابد ما جوابش را در رساله علل و معلومات بيان كرديم . مسعودى در مروج الذهب گفته : مد اينست كه آب به عادت خود روانست و جزر برگشت آبست بر خلاف شيوه خود ، اين مدّ و جزر در درياى حبشه است كه درياى چين و هند است و در درياى بصره و فارس : و درياها بر سه گونه‌اند ، برخى جزر و مدّ روشن و آشكار دارند ، و برخى جزر و مد نهانى دارند و برخى هيچ جزر و مد ندارند و مردم در علت آن نزاع دارند . برخى آن را اثر ماه دانند . براى اينكه با آب هم جنس است و آن را گرم مىكند و باز مىكند و بالا مىآيد چون ديگى كه تا نيمه يا ثلث آب دارد و چون به جوش آيد پر گردد و در حس بيش شود زيرا حرارت هر جسمى را از هم باز مىكند و سردى آن را بهم ميفشارد و ته درياها داغ مىشود و زمينش شيرين ميگردد و مستحيل ميگردد و گرم مىشود مانند بالوعه‌ها و چاهها ، و چون آب گرم شد پهن مىشود و فزون ميگردد و اجزاءش همدگر را هل ميدهند و جهش ميگيرند و نياز بجاى بيشترى دارند . و چون ماه پر روشن شود گرمى سختى در جو پديد كند و آب فزايد و اين مد ماهانه است ، و گروهى گفتند اگر مد و جزر بر اثر گرمى و سردى آب دريا باشد چون ديگ كه بجوشد و بالاگيرد و سرد شود پائين رود بايد اثر خورشيد در آن بيشتر باشد چون گرمى آن بيش است و بايد مد با برآمدن خورشيد آغاز شود و جزر با غروبش با اينكه چنين نيست ، و اينان پندارند كه علت مد و جزر بخارها است كه در درون زمين پديد شوند كه پيوسته بر آيند و بهم درآيند و فزايند و آب را بالا آرند تا مايه آنها از زير آب كم شود و از اثر ساقط شوند و باز آب بجاى خود برگردد ، و از اين رو جزر و مد در شب و روز و زمستان و تابستان و در نهانى ماه و بر آمدن آن در نهانى خورشيد و برآمدنش وجود دارد . گفته‌اند اين خود به چشم ديده شود زيرا پايان هر جزرى آغاز مدّ است و