تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
گرد جهان ميگردند تا اهرمن از او پرسيد از كدام چيز ترسانتر است و بيشتر هراس دارد ؟ گفت از دوزخ . و چون اهرمنش بدان جا رساند سركشى كرد و او را در آن افكند و نتوانست خوددارى كند و روى او افتاد و گفت : از كجايت تو را بخورم گفت از پاهايم تا فرصتى باشد و زيبائى جهان را تماشا كنم ولى اهرمن او را از سر بخورد تا بخايه و ظروف منى او رسيده و از او دو قطره منى به زمين چكيد و از آنها در كوه دو تپه ريواس روئيد در اصطخر و بر آن دور يواس اندام آدمى پديد شدند در آغاز ماه نهم و اجزائشان كامل شدند و از آنها دو بشر صورت گرفتند نر و ماده بنام ميشاء و ميشانه كه بجاى آدم و حواء ديندارانند . و گبرهاى خوارزم آن دو را مرد و مردانه ناميدند ، و پندارند كه 50 سال بىنيازى از خوردن و نوشيدن زيستند خوش و بىآزار تا اهرمن به صورت پيره مردى كهن بر آنها پديد شد و آنها را به خوردن ميوه درختان واداشت و ديدند كه او خود از آنها خورد و جوان شد و آنها هم خوردند و گرفتار شدند و حرص درشان پديدار شد تا با هم ازدواج كردند و فرزندى آوردند و از حرص از را هم خوردند . تا خدا تعالى مهر در دل آنها افكند و از آن پس شش شكم دو قلو زائيد يك پسر و يك دختر كه در كتاب زردشت نامهاى معروفى دارند ، و شكم هفتم « سيامك » بود و « فراواك » كه با هم زناشوئى كردند و از آنها نخست پادشاه پيدا شد كه هوشنگ است و او جانشين جد خود كيومرث شد و تاجگذارى كرد و بر تخت نشست و دو شهر بابل و شوش را ساخت . گويم : اين ياوه‌ها است كه بافته‌اند و آيات و اخبار به حق آشكار گويايند و گفته‌هاى گمراهان را ابطال كنند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 245 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى